در حلال و حرام
ما يُرِيدُ
آنچه خواهد و مصلحت داند .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد
لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ
ضايع و بىاعتبار مگردانيد علامتهاى دين خدا را « احلال » بمعنى هتك حرمت و ضايع گردانيدن است ، از احلال بمعنى حلال گردانيدن زيرا كه حلال گردانيدن چيزى مستلزم جواز تصرفست در آن و باك نداشتن از تضييع آن از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام مرويست كه عرب اهتمام بشأن صفا و مروه نمىداشتند و طواف آنها نميكردند و آن را از شعائر اللَّه نمىدانستند پس حق تعالى نهى از اين نموده فرمود كه : بىاعتبار مسازيد علامات حج را .
وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ
و نه ماه حرام را بقتال در آن چنانچه مرويست كه جمعى مسلمان ميخواستند در أشهر حرم با كافران جنگ كنند حق تعالى به اين آيه منع ايشان نمود .
وَ لَا الْهَدْيَ
و نه حيواناتى را كه ميرانند جهت ذبح در حج يعنى هدى جمعى را كه در سال گذشته بذل كفر گرفتار بودند و بعد ازين مسلمان شده به مكه بيارند آنها را بغارت نبايد برد و بايد گذاشت كه آن را به محل خود رسانند .
وَ لَا الْقَلائِدَ
و نه قلائد را ، و قلائد چيزهايى است كه در گردن هدى ميبندند جهت علامت مثل نعلين كه با او نماز كرده باشند و غير آن و ميتواند كه مراد ازين قلائد حيواناتى باشند كه تقليد آنها كرده به مكه آورند به اين معنى كه دست تصرف در آنها دراز نبايد كرد ، و بنا برين ذكر قلائد با وجود اينكه داخل در هدىاند بواسطهء شرافت آنست ، و ميتواند كه مراد نفس قلائد باشد به اين معنى كه آن را بايد مشروع دانست و أخذ آن نبايد كرد كه اگر قيمتى داشته باشد . حاصل كلام : هدى بىتقليد و هدى با تقليد و قلائد را كه مردم به مكه ميآرند نبايد آنها را بغارت برد و نه آنها را بىاعتبار دانست ، و گذاشت كه همه را به محل خود برسانند .
وَ لَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ
و نه جماعتى را كه قصد كنندهء خانهء محترمند به جهت