پرش به محتوای اصلی

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 552

پدیدآورندگان:

ص۵۵۲
مر هر كرا خواهد
وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ
و هر كه شرك آرد بخداى
فَقَدْ ضَلَّ
پس بتحقيق گمراه شده از راه حق
ضَلالًا بَعِيداً
گمراهى دور و دراز ، آيهء «
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ
» درين سوره تكرار يافته و وجه تكرار تأكيد درين معنى است ، و چون آيت اولى متصل بقصهء أهل كتابست و منشأ شرك ايشان افترايى بود كه در حق حق تعالى كردند كه او را پسر مىباشد بنا برين در آن آيت بدل
فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً
«
فَقَدِ افْتَرى إِثْماً عَظِيماً
» واقع شده .
إِنْ يَدْعُونَ
كلمهء « ان » نافيه است يعنى نميپرستند مشركان
مِنْ دُونِهِ
به غير از خداى تعالى
إِلَّا إِناثاً
مگر زنانى را كه مراد از آنها اصنامند مثل لات و عزى و گويند كه هر قبيله از قبايل قريش را صنمى بود كه آن صنم را « انثى بنى فلان » ميناميدند و ابو حمزه ثمالى رضى اللَّه عنه كه بشرف ملازمت چهار امام عاليمقام كه اول ايشان امام زين العابدين و آخر امام موسى الكاظم عليهما السلام‌اند مشرف شده در تفسير خود آورده كه در ميان هر بتى از بتان شيطانه‌اى از اناث شياطين بوده‌اند كه خود را بخدمتكاران بتكده مينموده‌اند و با ايشان تكلم ميكردند و ايشان را اعتقاد آنكه آن بتان اناثند و به اين اعتبار بتان را اناث ميگفتند و لهذا بعد از آن ميفرمايد كه :
وَ إِنْ يَدْعُونَ
اى و ما يدعون ، يعنى و نميخوانند و نميپرستند بحقيقت
إِلَّا شَيْطاناً مَرِيداً
مگر شيطانى را كه موصوفست بسركشى ، و صفت ديگرش اينست كه
لَعَنَهُ اللَّهُ
دور كرده او را خداى تعالى از رحمت عامهء خود .
وَ قالَ
و گفت شيطان با حضرت رحمن جل جلاله در وقتى كه حق تعالى او را گفت لعنت من بر تست تا روز قيامت
لَأَتَّخِذَنَّ
چون در قيد سلاسل عذاب گرفتار شدم هر آينه فرا گيرم
مِنْ عِبادِكَ
از بندگان تو
نَصِيباً مَفْرُوضاً
بهرهء مقرر و معين يعنى اكثر عبادت را تابع خود سازم در ضلالت و كفر ابو حمزه ثمالى - رحمه اللَّه تعالى رحمة واسعة - در تفسير خود از حضرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه