تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
بترسانى تو ايشان را از نكال دنيوى و عذاب اخروى يا آنكه نترسانى تو ايشان را
لا يُؤْمِنُونَ
ايمان نمىآرند و نظر بآيات و معجزات تو نميكنند . « لا يؤمنون » خبر « ان » است ، اى : ان الذين كفروا الا يؤمنون . و جملهء «
سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ
» تا آخر جملهء معترضه است ، و عدم عطف «
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا
» بر ما قبل بواسطهء تحقق مبانيت تامّه است ميان سابق و لاحق كه متقيان و كافران معاندند . و در عطف ، مناسبت فى الجمله ضرور است . پوشيده نماند كه علم حق تعالى و اخبار او جل شأنه بر اينكه كفار ايمان نمىآوردند ، باعث آن نميشود كه ايشان مجبور باشند بر بقاء بر كفر ، و تكليف ايشان بايمان تكليف بامر محال باشد ؛ زيرا كه علم ، تابع معلوم است ، و خبر تابع مخبر عنه . و چون حق تعالى بعلم كامل خود ميدانست كه اين گروه معاندين به اختيار خود اختيار كفر ميكنند از اينجهت پيغمبر خود را مخبر به آن گردانيد . و اين از جملهء اخبار بغيب است . و فائدهء انذار با علم تابع بعدم ايمان ايشان ، الزام حجت است بر ايشان ، و تحصيل ثوابست بر ابلاغ ايمان . و به جهت نظر نكردن اين كفار معاند بر معجزات ظاهره و دلائل باهره
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ
نشانه گذاشته است خداى تعالى بر دلهاى ايشان
وَ عَلى سَمْعِهِمْ
اى : و على اسماعهم ، يعنى و بر گوشهاى ايشان ، تا آنكه ملائكه ايشان را به آن نشان بشناسند ، و بدانند كه اين گروه از معاندين كفره‌اند . و فى كتاب الاحتجاج عن ابى محمد العسكرى عليه السلام : «
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ
، اى و سمها بسمة تعرفها من يشاء من ملائكته اذا نظروا اليها بأنّهم لا يؤمنون » بنا بر اين « ختم » بمعنى « وسم » و علامت خواهد بود . و در تفاسير عامه اين توجيه مذكور است .
وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ
بر ديده‌هاى ايشان نوعى است از پرده‌اى غير از پرده‌هاى متعارف
وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ
و مر ايشان راست عذابى بزرگ هم در دنيا و هم در عقبى ، اما در دنيا بكشتن و اسير كردن و مستأصل نمودن ، و اما در عقبى بمخلد داشتن ايشان در دوزخ .