نگاه دار كه نام انسانيّت تو خود بر خود اجرا ننمودهء و نقد نبوّت بكوشش خود در كيسهء وقت ، خود ننهادهء ، آنكه مرا پوستين سگى پوشانيده ، مىتواند كه اين لباس از من بستاند و لباس آدميّت در من پوشاند و داغ خذلان بر جبين آدميان نهد او آن بىنيازى است كه سگى را گاهى در زمرهء آدميان ياد كند
« سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ »
و گاهى كسوت سگى در بر مردان راه پوشاند كه
« فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ »
اى نوح اگر نقش را عيب مىكنى نقش را چه اختيار و اگر نقّاش را عيب مىكنى به بين كه چه مىگوئى ؟
نوح از اين سخن چنان متأثّر شد كه به لرزه درآمد و مدّت دراز چون ابر بهارى از غايت شرمسارى قطرات عبرات از ديده باريدن گرفت .
* * *
بيا اى ديده تا يكدم بگرييم * نيم چون « 1 » خوشدل و خرّم بگرييم
دمى بر حال پرحسرت بناليم * زمانى بر دل پرغم بگرييم
نشد جان محرم اسرار جانان * بر آن محروم نامحرم بگرييم
امّا آدم مدّت دويست سال بگريست و مدّت صد سال با حوا نزديكى ننمود و سيصد سال از شرم سر بر نياورد و اين همه بسبب آن يك زلّت بود كه بسهو از وى در وجود آمده بود .
زهى خجالت و شرمسارى اولاد وى را كه هر روز چندين صغاير و كبائر از ايشان بوجود مىآيد نه روزى سوزى و نه شبى يادى و نه سحرگاهى آهى و نه دمى ندمى .
* * *
اى اطلس دعوى « 2 » ترا كاهى برد * با خود به قيامت اين عمل خواهى برد
هامش
( 1 ) - ح : نيم چون خرّم و خوشدل .
( 2 ) - ح : اى اطلس معنى ترا كاهى برد .