چون عاشق او را در خود ديدى ، ديده خود از كثرت به وحدت آمد ، و در عين وحدت به اين مقال گويا شد .
* * *
وز عشق تو من بيدل و بىجان شدهام * وز بهر تو و زلف تو پيچان شدهام
نى نى غلطم كنون كه از دولت عشق * بگذشتهام از دو كون و جانان شدهام
قوله تعالى
« وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ »
.