رقم معذرت
« لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ »
بر عنوان منشور معاملتش بنگاشتيم .
كذلك برادران يوسف خواستند تا يوسف را بقيد رقيّت و ذل عبوديّت گرفتار سازند و حضرت اللّه تعالى خواست كه بر سرير سلطنت ، و مسند نبوّتش مستند گرداند ، ارادهء الهى جلّ و علا بر ارادهء ايشان فايق آمد و يوسف به ذروهء اعلاى مقاصد و عروة وثقاى مطالب واثق گشت
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ - النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ »
يعنى اكثر مردمان از غلبهء فرمان و نفاذ امر ما و ايجاب حكم ما غافلند و از رضا به قضاى ما ذاهل ، پندارند كه به تدبير ايشان تغيير به تدبير و تقدير ما راه مىيابد و ارادهء ايشان در برابر ارادهء ما به چيزى « 1 » برمىآيد ، عاقل آنست كه در جنب ارادهء الهى خواست خود در باقى كند ، و در مقام رضا به قضاى خداوندى جلّ و علا ثبات و استقامت ورزد ، تا همهء كارها بمراد وى شود و به سعادت دارين مشرف گردد .
در خبر است كه در هر صباح ، كه صبح مستطير ، از دريچهء فلك اثير ، چهرهء منير بسكّان قطّان « 2 » اين خاكدان دنيا بنمايد ، و به مقداح نور و ضياء مهرهاى كواكب سيم سيما را از روى اين نطع فلك لاجوردى مسلك درربايد ، ملكى از طارم فلك بسمع هر يك از معتكفان زواياى اين بسيط غبرا اين ندا در دهد . و داستان از جناب قدس خداوندى جلّ ذكره چنين خطاب گرداند كه « عبدى تريد و اريد و لا يكون الّا ما اريد » « 3 » بندهء من تو مىخواهى و من مىخواهم و نه باشد مگر آنچه من مىخواهم اگر راضى شوى بهآنچه من مىخواهم كفايت كنم ترا آنچه تو مىخواهى و اگر راضى نشوى بهآنچه من مىخواهم ترا در رنج افكنم بدانچه تو مىخواهى و بحصول نه پيوندد مگر آنچه من مىخواهم .
هامش
( 1 ) - الف - د - ح : بخيرى .
( 2 ) - د : فظان اين خاك - ح : به سكان خاكدان دنيا نمايد : و بقداح نور .
( 3 ) - الف - ح : فان رضيت بما اريد كفيتك ما تريد و ان لم ترض بما اريد اتعبتك فيما تريد و لا يكون الا ما اريد .