تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
لمؤلفه
بيا ساقى و مستان را به ميخانه صلا در ده * من دردىكش ديرينه را جام صفا در ده
نمىخواهم مى باقى « 1 » كه در آخر ، خمار آرد * اگر مى مىدهى بارى از آن جام بقا در ده
چه ساقى در خور هر كس ، مى اندر جام مىريزد * اگر درد است اگر صافى بدان قسمت رضا در ده
گل شادى همىخواهى ز خار غم مكش دامن * قدم گر طالب گنجى بكام اژدها در ده
عروج جان اگر خواهى بر اوج طارم وحدت * قدم « 2 » بر فرق هستى زن دو عالم را صفا در ده
هامش
( 1 ) - الف : مى فانى . ( 2 ) - الف : قدم بر فرق مستى زن دو عالم را صلا در ده .
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 343 | معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )