يوسف و تحقيق اين معنى در ده وجه مبين گردد .
اول - آنكه يعقوب خواست كه يوسف خواب خود را با برادران نگويد ، و حق تعالى خواست كه بگويد ، ارادهء حق تعالى بر ارادهء وى غالب آمد ، تا تقرير واقعهء خود نمود و آنچه مراد اللّه تعالى بود بوقوع پيوست
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
.
دويم - يعقوب خواست كه با يوسف ، برادران دوستى كنند و مهر و شفقت ورزند حق تعالى خلاف آن خواست
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
.
سيّم - برادران خواستند تا يوسف را بقتل رسانند و خداى تعالى نخواست
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
.
چهارم - برادران خواستند تا مهر يوسف را از دل پدر بدر كنند و حق تعالى خواست كه آن مهر بر مزيد باشد و روز بروز بر ترقى « 1 » باشد
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
.
پنجم - برادران قصد خوارى و مذلت يوسف كردند تا او را در چاه انداختند و اللّه تعالى عزت وى خواست
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
.
ششم - برادران او را بفروختند تا هميشه بنده و مملوك باشد خداى تعالى خواست تا همهء اهل مصر را مملوك و بندهء وى گرداند
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
.
هفتم - زليخا خواست تا وى را بفجور بيالايد و حق تعالى طهارت ذيل وى خواست
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
.
هشتم - زليخا خواست تا وى را نزد شوهر به خيانت متهم سازد
« ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً »
حق تعالى خواست تا او را از آن تهمت مسلم بيرون آرد
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
.
نهم - يوسف خواست تا از زندان به زودى نجات يابد ساقى را گفت
« اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ »
حق تعالى خواست تا مدت مديد در زندان بماند و غرامت آن التجاء بساقى بوى رساند
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
.
هامش
( 1 ) - الف : روز به روز ترقى پذيرد .