مشاهده توان كردن دلست ، شاهبازى كه گاهى بر كنگرهء عرش نشيند و گاهى در دامن فرش آشيان سازد دلست ، عندليبى كه گاه بر شاخ طوبى قرار گيرد و گاه بر روضهء رضا و دوحه بقا « 1 » پرد دلست .
* * *
اى مخزن اسرار الهى دل ما * سرمايهء ملك پادشاهى دل ما
قصه چكنم با تو چه گويم دل چيست * از ماه گرفته تا به ماهى دل ما
و يا چنان گوئيم كه نفس را خريد نه دل را ، زيرا كه نفس منسوب بود به بنده
« قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً »
و دل منسوب به حضرت او بود ، سبحانه و تعالى « قلب المؤمن بين اصبعين « 2 » من اصابع الرّحمن يقلّبه كيف يشاء » دل خود از آن حضرت او بود و نفس و مال را كه بحسب ظاهر در تصرّف بنده مىنمود آن را نيز بخريد تا همگى بنده مضاف به حضرت او باشد ، لا جرم بيع مؤمن جائز نيست و مال او را غارت كردن روا ، نى ، زيرا كه ظاهر و باطن او از آن حق تعالى است ، اما ظاهر نفس و مال را بتصرّف و اختيار بنده بازگذاشت و تعهّد دل بهخودىخود اختيار فرمود تا هر نوع تصرّف كه خواهد در دل تواند كرد .
* * *
اصبعين عشق اندر دل تصرف مىكند * خوشدلى كاندر كف دلدار يابد پرورش
دل ز نخل قامتش در زير بار آمد و ليك * ميوه آن بهتر كه اندر بار يابد پرورش
هامش
( 1 ) - الف : لقا .
( 2 ) - د - ح : بين الاصبعين .