خواهى مرا به خود اضافه كن و بگوى اى پروردگار من و اگر خواهى خود را به من نسبت بده و بگوى : كه من بنده توام .
اشاره ديگر - فرمود
« إِنِّي رَأَيْتُ »
امام قشيرى رحمة اللّه عليه در احسن - القصص خود آوردهاند « 1 » كه چون يوسف بلفظ درربار « 2 » از خود خبر باز داد كه من چنين ديدهام ، يعقوب عليه السلام نعرهء زد و گفت : اى فرزند هيچكس تكلم به اين كلام نكرد مگر اينكه در محنت افتاد ، يعنى اسناد امر به خود نمودن نزد ارباب معرفت مرضى نيست ، و اصحاب اشارت گفتهاند كه هر كه چهار كلمه بر زبان راند به هلاكت افتاد اول « انا و نحن و عندى » ولى ملائكة تكلم به كلمهء » نحن نمودند و نحن
« نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ »
آتش به آن فرستادند تا چندين فرشته سوخته گشتند ، تا در بعضى روايات « 3 » چنين ورود يافته ، كه هفتصد هزار فرشته به آن آتش كه ار كانون غيرت الهى جلّ و علا بر مكمن غيب بظهور آمده بود ، بهيكبار بسوختند .
ابليس گفت :
« أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ »
تشبث بذيل « انا » نموده و به انانيّت خود بنازيد ، طاعت هفتصد هزارساله
« هَباءً مَنْثُوراً »
گشت ، و به لعنت ابدى گرفتار آمد .
قارون گفت :
« قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي »
. بخسف مبتلا شد
« فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ »
فرعون گفت :
« أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ »
بغرق و حرق « 4 » گرفتار آمد ، پس عاقل مىبايد كه از اين چهار كلمه احتراز نمايد كه گفتهاند : شيطان هر روز بر سر بازار آيد كه هر كه گويد من گويد « انت مثلى » .
اشاره ديگر - فرمود
« رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً »
اى درويش ، يوسف
هامش
( 1 ) - د - الف : بدون امام قشيرى .
( 2 ) - د : تكلم .
( 3 ) - د : نسخهء اصل از تا در بعضى روايات تا از كانون ندارد .
( 4 ) - ح : خرق .