كه
« وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ »
و بندهء مؤمن باز بجوار قرب خداوندى جلّ و علا پيوست كه
« وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ »
و به تمامى قطع طمع شيطان از بندگان خود فرمود كه
« إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ »
.
اشارهء ديگر قوله تعالى
« يا أَبَتِ »
دلالت كند بر اظهار شفقت و اخبار خبر عجيب ، و شادمانى پدر اشارت در اين كلمه آنست كه چون مؤمن خواهد كه با خداى خود جلّ و علا راز گويد ، و اسرار نهانى بازگويد ، در اين اضافه نگاه كند ، كه از كمال انبساط از روى نشاط پدر را به خود اضافه كرد و خود را به اين اضافه محبوب و منظور نظر عنايت پدر گردانيد ، و به اجابت خاص مخصوص ساخت ، هر بار مىگفت
« يا أَبَتِ »
از روى محبت و خلوص مودّت جوابش مىداد كه لبيك يا بنىّ .
كذلك بنده مؤمن چون خواهد كه در وقت مناجات با خداوند خويش خطاب كند از روى نياز گويد يا « ربّ » اى خداى من ، اى پروردگار من ، اى مقصود من ، اى مطلوب من ، و اى دوست من و اى محبوب من تا هنوز از خطاب فارغ نگشته باشد كه بجواب لبّيك عبدى نه يكبار بلكه هفتاد بار مشرّف شده باشد .
* * *
هزار بار جواب تو گفتهام لبيك « 1 » * بدان اميد كه يكبار گوئيم يا رب
[ پيغام دادن خداى متعال بموسى كه نزد عابد راهب رود ]
نقلست كه وصيّت كرد حق تعالى بموسى بن عمران كه اى موسى در فلان غار ، عابدى است از خلق رسته ، و در مخالطت « 2 » بر روى خود در بسته ، زاويهء عزلت اختيار كرده ، و در مقام وحدت روى به خدمت ما آورده ، او را پيغام ما برسان و بگوى
هامش
( 1 ) - در نسخهء اصل اين بيت نيست .
( 2 ) - د : با خلق بر روى خود در بسته .