تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
گفت يا رسول اللّه بدانكه معاويه ليثى در مدينه فوت شده و حق تعالى هفتاد هزار فرشته فرستاده كه بر او نماز گذارند پيغمبر از جبرئيل پرسيد كه وى اين مرتبه از كجا يافته گفت به خواندن قل هو اللّه احد چه آن را ايستاده و نشسته و آمد و شد و گاه و بيگاه ميخواند رسول گفت ايجبرئيل مرا آرزوى آنست كه بر وى نماز گذارم پس طى ارض شد و آنحضرت از تبوك بمدينه آمده با فرشتگان بر او نماز گذارد از أبو عبد اللّه عليه السّلام منقولست كه هر كه يكروز و شب بر او بگذرد و پنج نماز يوميه را بگذارد و قل هو اللّه احد در او نخواند او را گويند اى بندهء خدا تو از نماز گذارندگان نيستى و از اسحق بن عمار نقل است كه ابى عبد اللّه عليه السّلام فرموده كه هر كه يك جمعه بر او بگذرد و او در آن قل هو اللّه احد نخوانده باشد و بميرد بر دين ابو لهب مرده باشد و نيز از آن حضرت مرويست كه هر كه ايمان به خدا و روز آخرة دارد بايد قل هو اللّه احد را در عقب هر نماز ترك نكند چه هر كه قرائت كند خير دنيا و آخرت را جمع كند و بيامرزند او را و پدر و مادر او را و هر فرزندى را كه از او متولد شده و بشود عبد اللّه بن حجر رواية كرده كه از امير المؤمنين عليه السّلام شنيدم كه فرمود كه هر كه در عقب نماز صبح يازده بار قل هو اللّه احد بخواند در آن روز هيچ گناهى از او صادر نشود و شيطان را منكوب و مخذول گرداند و از ابى الحسن عليه السّلام مرويست كه هر كه خواهد نزد سلطان جبار قهار رود و از او خائف باشد بايد كه قل هو اللّه احد در پيش خود قرائت كند و در پس خود و در جانب راست و چپ خود حق تعالى خير اين سلطان را به او رساند و شر او را از او دفع كند و از امير المؤمنين عليه السّلام رواية كرده كه رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه هر كه قل هو اللّه احد را در وقت خوابيدن بخواند حق تعالى گناهان پنجاه سالهء او را بيامرزد - از ابن عباس منقولست كه عامر بن طفيل و اربد بن ربيعه برادر لبيد نزد پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند عامر گفت يا محمد ما را بچه دعوت ميكنى فرمود كه شما را بخدائى كه مستجمع جميع كمالست دعوة ميكنم گفت وصف او كن از براى ما كه او از طلا است يا نقره يا از چوب اين سوره نازلشد ايشان ابا كردند چون برگشتند در عقب ايشان صاعقه آمد و اربد را بسوخت عامر بگريخت اتفاقا نيزهء بر پهلوى او خورد و به آن هلاك گشت و معلوم نشد كه آن از كجا رسيده است و در معالم التنزيل آورده كه يهودان گفتند يا ابو القاسم وصف كن خداى را تا به تو ايمان آوريم چه نعت او را در تورية ديده‌ايم و دانسته بگو چه چيز است و چه مىخورد و چه ميآشامد و از كه ميراث گرفته و ميراث او كه خواهد گرفت ملك تعالى اين سوره فرستاد و فرمود كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
قُلْ
بگو ايمحمد آنكس را كه او را ميپرستيد
هُوَ اللَّهُ
اوست خداى مستجمع صفات كمال
أَحَدٌ
يگانه يعنى متوحد بذات و منفرد بصفات اكثر مفسران بر آنند كه هو ضمير شانست يعنى شان و امر عظيم اينست كه خدا يكيست و او را ثانى نيست در الوهيت و ربوبيت از ابو جعفر