آنكه واقع شود ابو لهب برخاست و گفت تبا لك هلاكت باد ترا براى اين ما را خواندهء و روايت آنست كه بهر دو دست سنگى برداشت و خواست كه بر آنحضرت زند در همان حال حضرت ذو الجلال اين سوره را فرستاد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ
خاسر و هالك باد هر دو دست أبو لهب كه سنگ برداشت و خواست كه بر حبيب و برگزيدهء من زند و گويند مراد از يدين دنيا و آخرت اوست يعنى ناچيز باد دنيا و عقباى او يا خالى باد هر دو دست او از خيرات و وى عم پيغمبر بود پسر عبد المطلب و عبد العزى نام داشت و ذكر وى بطريق كنيه كنايه است از لهب آتش دوزخ
وَ تَبَّ
هلاك شد و ناچيز گشت ابو لهب به عذاب ابدى رسيد از طارق محاربى منقولست كه در اول اسلام روزى در بازار ذى المجاز رفتم جوانى ديدم كه حلهء سرخ پوشيده و به زبان فصيح ميگفت قولوا لا إله الا اللّه تفلحوا اين كلمهء شهادت بگوئيد تا رستگار شويد و يكى را ديدم كه در پى او ميرفت و ميگفت سخن او را مشنويد كه دروغگو است و سنگ بر وى ميانداخت و پاشنه و كعب او را خونين كرده بود من پرسيدم كه اينها چه كسانند يكى گفت آنجوان كه حلهء سرخ دارد محمد قرشيست كه خلق را بخداى آسمان و زمين دعوت مىكند و آنكه بر عقب وى سنگ بر وى مياندازد و تكذيبش مىكند عم او ابى لهب است و اكثر صناديد قريش را در اين قضيه متفق خود ساخته از عبد اللّه مسعود روايت است كه چون ابى لهب را از دوزخ و انواع عذاب آن انذار نمود گفت اگر آنچه ميگوئى حق است فردا بمال و فرزند خود را از دوزخ باز خرم حق تعالى رد قول او كرده فرمود كه .
ما أَغْنى عَنْهُ
دفع نكند از او هلاكت و عذاب دوزخ را
مالُهُ وَ ما كَسَبَ
جمع مال او و آنچه كسب آن كرده يعنى فرزند او عتبه يا غير آن يا مكسوب آن از ارباح تجارات و منافع معاملات و آنچه از انعام بنتايج حاصل كرده و منافع بودن پسران ابو لهب به جهت آنست كه آن مكسوب و محصول پدر است و پدر كاسب و محصل آن در خبر است كه روزى پسران ابو لهب به جهت خصومتى كه با هم داشتند بمحاكمه نزد عبد اللّه عباس آمده بودند و او در مسجد الحرام نشسته بود آنجا در هم آويختند و مخاصمه بمضاربه منجر شد ابن عباس فرمود اخرجوا عنى الكسب الخبيث از من دور كنيد كسب خبيث را يعنى پسران ابى لهب را و از ضحاك منقولست كه معنى آيه آنست كه مال و خواسته او كه در عداوت پيغمبر انفاق ميكرد و عمل خبيث او يعنى كيد و مكر كه در بارهء آنحضرت بجاى مياورد هيچ نفع نرسانيد در دنيا .
سَيَصْلى
زود باشد كه درآيد
ناراً ذاتَ لَهَبٍ
به آتش خداوند زبانه يعنى آتش زبانه كننده و درخشنده مراد آتش دوزخست .
وَ امْرَأَتُهُ
زود باشد كه درآيد به آتش دوزخ