تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
و ذلل باشد نيست و بمرور دهور در آن قصور و فتور پيدا نميشود .
وَ جَعَلْنا
و آفريديم در آسمان
سِراجاً وَهَّاجاً
چراغى درخشان و تابان مراد آفتابست كه درخشنده و گرم كننده عرصه غبراء است .
وَ أَنْزَلْنا
و فرو فرستاديم
مِنَ الْمُعْصِراتِ
از ابرهاى فشارنده بباران پس باران را ببارانيد از عبد اللّه مسعود روايتست كه خداى تعالى باد را ميفرستد تا ابر را جمع مىكند پس آب از آن چنان بيرون آيد كه شير از پستان شتر بعد از آن بار ديگر بيايد و آب را پراكنده گرداند در هوا تا چون بر زمين آيد شدة آن مضرت نرساند حاصل كه ميفرمايد كه بسبب باد از ابر يا از آسمان فرو فرستاديم
ماءً ثَجَّاجاً
آبى بغاية ريزان .
لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً
تا بيرون آريم به او از دريا دانه درو از زمين گياه را .
وَ جَنَّاتٍ
و بوستانهاى مملو از اشجار يعنى بيرون آريم درختان انبوه را در آن
أَلْفافاً
در هم پيچيده يعنى بسيار به يكديگر نزديك و ايجاد اين نعم براى آن كرديم تا شكر گوييد به آن و كفران نورزيد و از آن روزى كه در پيش است انديشه كنيد و بر صحت بعث آن اقرار نماييد .
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ
بدرستى كه روز حكم گذارى يعنى روز قيامت
كانَ
هست در حكم خدا
مِيقاتاً
وقتى مقرر براى محاسبهء خلايق و مجازات ايشان .
يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ
روزى كه دميده شود صور در نفخهء ثانية
فَتَأْتُونَ
پس بياييد شما
أَفْواجاً
گروه گروه مختلف از قبرهاى خود بعرصه گاه محشر با پيغمبر خود و در تفسير ثعلبى و كشاف و طبرسى و غير آن مذكور است كه معاذ بن جبل روزى با حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم در منزل ايوب انصارى بود اين آيه را از آن حضرت سؤال كرد فرمود يا معاذ از چيزى كه بزرگ‌ترين چيزهاست پرسيدى پس آب در چشم مبارك بگردانيد و فرمود ده صنف از امت من در قيمة حشر كنند و ايشان را از مؤمنان ممتاز سازند بعضى بر صورت بوزينگان باشند و بعضى بر هيئت خوكان و بعضى نگون ساران كه ايشان را به روى بدوزخ ميكشند و بعضى نابينايان و بعضى كران و گنگان و بعضى مىخوايند زبان را و بر سينهاى ايشان افتاده باشد و ريم از دهنهاى ايشان سيلان كند و اهل محشر را از آن كراهة باشد و بعضى دست و پاى ايشان بريده باشد و بعضى از دارهاى آتشين آويخته و بعضى را نتنى باشد بدتر از مردار و بعضى را جبها پوشانيده از قطران اما بوزينگان سخن چينان و خو كان حرام خواران و نگونساران ربا خورندگان و گنگان و كران آنها كه باعمال خود معجب بوده‌اند و زبان خوايان علما كه بعلم خود عمل نكردند و دست و پا بريدگان رنجانندگان هم‌سايگانند و آويختگان