قالَ يا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ
گفت نوح ايگروه من بدرستى كه من شما را ترساننده و بيم كنندهام هويدا و آشكارا .
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِيعُونِ
آنكه بپرستيد خدايرا به يگانگى و بترسيد از عقوبة او از نافرمانبردارى و فرمان بريد مرا در هر چه فرمايم و نهى كنم چه طاعة من مقرون بطاعة خداست .
يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ
تا بيامرزد خداى شما را بعضى از گناهان شما را كه قبل از اسلام مرتكب آن شده باشيد چه اسلام قطع ذنوب ما قبل مىكند
وَ يُؤَخِّرْكُمْ
و تا باز دارد شما را از عقوبة مهلكه يعنى زنده دارد شما را
إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
تا وقت نام برده شده يعنى بانقضاى مدة كه مقدر شده است به شرط ايمان و طاعة و چون ايمان نياوردند پيش از اجل مسمى باجل بلا كه طوفانست هلاك شدند
إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذا جاءَ لا يُؤَخَّرُ
بدرستى كه مدتى كه خدا مقرر فرموده چون بيايد بوجه مقدور و مقرر بازپس افكنده نشود و اصلا حيله و تدبير در آن فايده نرساند پس مبادرت كنيد بطاعات
لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
اگر هستيد كه بفكر و نظر بدانيد كه در اجل تاخير و اهمال نيست القصه نوح بفرمان الهى بعد از پنجاه سالگى كه وحى به او نازل شد نهصد و پنجاه سال قوم را دعوة كرد و ايشان سركشى نمودند و هميشه در آزار آنحضرت ميكوشيدند و چون از ايمان ايشان مأيوس شد .
قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي
گفت اى پروردگار من بدرستيكه من خواندم گروه خود را بطاعة و عبادة
لَيْلًا وَ نَهاراً
شب و روز يعنى پيوسته دعوة كردم و هيچ وقتى در دعوت تقصير نكردم .
فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً
پس نيفزود ايشانرا دعا كردن و خواندن من مگر گريختن و رميدن ايشان و نفور نمودن از ايمان .
وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ
و بدرستى كه من هرگاه خواندم ايشانرا بتوحيد و عبادة
لِتَغْفِرَ لَهُمْ
تا بيامرزى ايشانرا بسبب ايمان آوردن
جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ
درآوردند انگشتهاى خود را در گوشهاى خود و رهگذر مسامع از استماع دعوة بربستند
وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ
و بسر دركشيدند جامهاى خود را تا مرا نهبينند
وَ أَصَرُّوا
و مصر شدند و بايستادند و كفر و معصيت را ملازمت نمودند و عازم شدند كه هرگز از كفر برنگردند
وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً
و سركشى كردند از متابعة من سركشى كردن بزرك .
ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً
پس بدرستى كه من با وجود اصرار و استكبار ايشان دعوة كردم بآواز بلند .
ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ
پس بدرستى كه