ندانند و از هم گريزند
يَوَدُّ الْمُجْرِمُ
دوست دارد و آرزو كند كافر
لَوْ يَفْتَدِي
اگر فدا دهد
مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ
از عذاب آن روز بپسران خود يعنى فدا كند بعوض خود پسران خود را كه عزيزترين خلقان بودند بنزد وى .
وَ صاحِبَتِهِ
و فدا دهد زن خود را كه غم خوار او بوده
وَ أَخِيهِ
و برادر خود را كه هم پشت و مددكار او بوده .
وَ فَصِيلَتِهِ
و عترت و خويشان نزديك خود را كه از ايشان مفصول گشته و بوجود آمده باشد
الَّتِي تُؤْوِيهِ
آن عشيره كه جا داده باشند او را در دنيا از نزد خود يا با او بوده باشند در نسب منظم .
وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
و دوست دارد كه فدا دهد هر كه در زمين است همه ايشانرا
ثُمَّ يُنْجِيهِ
پس برهاند او را آن فدا دادن .
كَلَّا
نه چنانست كه او را نجاة دهد و از عذاب رهاند
إِنَّها لَظى
بدرستى كه آتش دوزخ كه مجرم ازو فدا دهد و فايده ندهد زبانيه ايست خالص كه هيچ چيز به او مخلوط نباشد تا موجب كسر شدت حرارت آن شود .
نَزَّاعَةً لِلشَّوى
بسيار كننده است مر دست و پاى مشركانرا و حفص بنصب خوانده كه حال موكده باشد يعنى در حالتى كه نزع كننده است پوست و گوشت دست و پاى ايشانرا از استخوان مرويست كه هرگاه پوست و گوشت را از استخوان بربايند فى الحال گوشت و پوست ديگر بر آن روئيده شود و باز آتش آن را نزع كند .
تَدْعُوا
خواند آتش يعنى جذب كند در معالم از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه آتش بقدرة كاملهء ربانى گويا شود مانند گويا شدن جوارح و به زبان فصيح بنام و لقب بخواند
مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى
كسى را كه پشت كرده بر حق و روى گردانيده از معبود مطلق .
وَ جَمَعَ فَأَوْعى
و گرد كرده مال دنيا بدون ملاحظه حلال و حرام پس در وعا كرده و حقوق واجبهء آن را نداده و به جهت كثرة حرص آن از دين حق باز مانده پس در بيان محبت ايشان بمال ميفرمايد كه .
إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً
بدرستى كه آدمى آفريده شده است بسيار حريص بر جمع اموال و سريع المنع از اداى حقوق مفروضهء آن و بىصبر و سريع الجزع در بليات نقل است كه هلوع جانوريست در پس كوه قاف كه هر روز هفت صحرا از گياه خالى ميگرداند و آب هفت دريا مىآشامد و در گرما و سرما صبر ندارد و هر شب در انديشه كه فردا چه خواهد خورد پس حق تعالى آدمى را در بىصبرى بر اين جانور تشبيه كرده و فرموده كه .
إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً
چون برسد او را چيزى مانند فقر و مرض بسيار جزع و فزع كند .
وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً
و چون برسد او را نيكى مثل