تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ
بدرستيكه خداى راه فلاح نمىنمايد گروه بيرون رفتگان از دايره صلاح را و نظر توفيق از ايشان باز ميگيرد .
هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ
ايشان آنانند كه ميگويند انصار را كه شما نفقه مكنيد يعنى طعام و لباس ندهيد بر كسانى كه نزد رسولخدايند از فقراى مهاجرين
حَتَّى يَنْفَضُّوا
تا متفرق شوند به جهت گرسنگى و برهنگى حاصل كه منافقان انصار را منع ميكردند از انفاق بر فقراى مهاجر
وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
و حال آنكه مر خدا است خزينهاى روزى آسمانها و زمينها يعنى مفتاح ارزاق كه از آسمان يا زمين به بنده ميرسد بيد قدرت اوست و بر حسب حكمت و مصلحت هر كرا خواهد غنى گرداند
وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ
و ليكن منافقان به جهت فرط عناد و ضلالت نميدانند كه رزاق على الاطلاق او سبحانه است نه آدميان .
يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ
ميگويند يعنى ابن ابى و كسانى كه تابع اويند در اعمال و اقوال اگر باز گرديم ما از اين سفر بسوى شهر مدينه
لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ
هر آينه بيرون كند عزيزتر از مدينه خوارتر را مراد ابن ابى از اعز نفس اخس او بود و از آن لفظ ديگر اكمل مخلوقات عليه افضل التسليمات حق تعالى رد قول او نموده فرمود كه
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ
و مر خدايراست عز قدرة و مر رسول او را عز نبوة و شفاعة و يا عز اعلاى دين او بر ساير اديان بفتح و نصرة
وَ لِلْمُؤْمِنِينَ
و مر گرويدگان را عز اعمال و طاعة
وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ
و ليكن منافقان تيره ضمير نميدانند و در نمىيابند حقيقت عزة را بجهة فرط ضلالة مظنه ايشان آنست كه عزة مر ايشانراست بعد از بيان حال منافقان خطاب بمؤمنان مىكند .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى آنكسانيكه گرويده‌ايد
لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
بايد كه مشغول نسازد شما را مالهاى شما و نه فرزندان شما از ياد كردن خداى كه آن صلاة خمس است با جميع فرايض يا قرآن يا جهاد يا شكر بر نعما و صبر بر بلا و رضا به قضا چه مقتضى ايمان آنست كه دوستى خدا غالب باشد بر دوستى همه اشياء مراد نهى ايشانست از مشغولى باموال و تصرف در آن و سعى در تدبير آن و تلذذ و استمتاع آن و مسرور شدن بلقاى اولاد و به جهت آن باز ماندن از طاعات رحمان و لهذا حق تعالى ميفرمايد كه
وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ
و هر كه بكند اين كار را يعنى