بقيهء از آن بازماند و گفت يا رسول اللّه دستورى ده تا اين بقيهء آب را ببرم و به پدر خود دهم تا باز خورد و ببركت و ميمنت اين دلش از شرك پاك گردد حضرت فرمود چنين باشد وى آن آب را ببرد و بنزد پدر خود آورد وى گفت كه اين چيست گفت سؤر رسول خداى بياشام تا دلت از شرك و نفاق پاك گردد گفت چرا بول مادرت نياوردى وى بيامد و صورت حال بعرض حضرت رسانيد و گفت يا رسول اللّه بفرما تا گردنش بزنم رسول فرمود برو و با او رفق و مدارا كن حق تعالى اين آيه فرستاد .
لا تَجِدُ
نيابى يعنى نشايد كه بيابى اين از باب تخييل است يعنى بايد كه چنان تخيل كنى كه ممتنع و محالست كه بيابى
قَوْماً يُؤْمِنُونَ
گروهى را كه ميگروند
بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
به خدا و بروز قيامت كه ايشان
يُوادُّونَ
مودت ورزند و دوستى كنند
مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
كسانى را كه خلاف كنند با خدا و رسول او يعنى هرگز مؤمنان اهل كفر و نفاق و ساير اهل خلاف را دوست ندارند
وَ لَوْ كانُوا
و اگرچه باشند آن مخالفان خدا و رسول
آباءَهُمْ
پدران ايشان چون ابن عبد اللّه سلول كه در صدد قتل پدر خود بود
أَوْ أَبْناءَهُمْ
يا پسران ايشان چون روز به كه پسر خود عبد الرحمن را بمبارزت خود طلبيد و پيغمبر نگذاشت كه وى بحرب پسر رود
أَوْ إِخْوانَهُمْ
يا برادران ايشان چون مصعب بن عمير كه برادر خود عبيد را در روز احد بقتل رسانيد
أَوْ عَشِيرَتَهُمْ
يا خويشان ايشان و اگرچه اقرب اقربا باشند چون امير المؤمنين صلوات اللّه عليه و حمزة رضى اللّه عنه كه اقرباى خود را مثل عتبه و شيبه در جنك بدر بكشتند
أُولئِكَ
آنگروه كه با دشمنان خداى دوستى نكنند
كَتَبَ
نوشته است يعنى ثبت كرده
فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ
در دلهاى ايشان ايمانرا بوسيلهء الطاف خود يا جمع كرده آن را با لوازم آن از اخلاص و استقامت
وَ أَيَّدَهُمْ
و تقويت كرده است و قوت داده ايشانرا
بِرُوحٍ
بچيزيكه دل ايشان زنده شود از رحمت يا نصرت
مِنْهُ
از نزديك خود و گويند مدد داده ايشانرا بجبرئيل يا به قرآن
وَ يُدْخِلُهُمْ
و درآورد ايشانرا در روز حشر
جَنَّاتٍ تَجْرِي
در بهشتيكه جارى مىشود
مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
از زير درختان آن جويهاى آب
خالِدِينَ فِيها
در حالتى كه جاويد ماندگانند در آن
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ
خشنود شد خداى از ايشان و اعمال ايشانرا