تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
با آن خواهد بود و ايشان در آن بهشت باشند جاويد و هر چه تمنّا كنند در بهشت ميسّر باشد
[ كانَ ]
« 1 » و اين بر خداى تو وعده ايست خواسته و سؤال كرده ، و حق بود بر خداى تو آن وعده را إنجاز كردن و بوفا رسانيدن . و گفتند كه : اين مؤمنان از خداى خواسته‌اند در دنيا فى قوله حكاية عنهم : ربّنا و آتنا ما وعدتنا على رسلك ؛ پس اين بهشت جاى موعود است و اين وعدهء مسئول است ، و بعضى گفتند :
[ مَسْؤُلًا ]
اى واجبا ؛ چنان واجب باشد كه دين كه اگر بنخواهند دهند خواستنى بود . كعب قرظى گفت : وعدهء كه فريشتگان خواهند بر طريق شفاعت بود فى قوله :
رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ
.

[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 17 تا 19 ]

وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبادِي هؤُلاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ ( 17 ) قالُوا سُبْحانَكَ ما كانَ يَنْبَغِي لَنا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِياءَ وَ لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَ كانُوا قَوْماً بُوراً ( 18 ) فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ بِما تَقُولُونَ فَما تَسْتَطِيعُونَ صَرْفاً وَ لا نَصْراً وَ مَنْ يَظْلِمْ مِنْكُمْ نُذِقْهُ عَذاباً كَبِيراً ( 19 ) ياد كن اى محمّد روزى را كه ما ايشان را در آن روز حشر كنيم و برانگيزيم و گرد كنيم و آن معبودان را كه ايشان را ميپرستيدند بدون خداى آنگه حق تعالى « 2 »
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ كانَ عَلى رَبِّكَ وَعْداً مَسْؤُلًا ]؛ اين بر خداى وعدهء مسئول باشد ؛ يعنى مؤمنان از خداى خواسته‌اند اين در دنيا فى قوله حكاية عنهم : ربّنا و آتنا ما وعدتنا على رسلك ، پس اين بهشت جاى موعود است و اين وعده مسئول است و بعضى اهل عربيّت گفتند : مسئولا اى واجبا ؛ يعنى همچنان باشد كه دين كه اگر نيز نبخواهند خواستنى بود من قول العرب : لاعطينك ألفا وعدا مسئولا اى واجبا ؛ يعنى همچنان باشد ترا كه از من بخواهى ، كعب القرظى گفت : معنى آنست كه وعدهء كه فرشتگان بخواهند بر طريق شفاعت فى قوله ربّنا و أدخلهم جنّات عدن الّتى وعدتهم » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « آنگه حق تعالى بر طريق تنبيه اين مكلّفان بر خطاء ايشان در عبادت اصنام اين اصنام را گويد[ أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبادِي هؤُلاءِ ]؛ شما گمراه كرديد بندگان مرا ؟[ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ ]يا خود ايشان راه گم كردند ؟ ابن عامر خواند فنقول بنون حملا على قوله : و يوم نحشرهم ؛ و آيه از روى معنى جارى مجراى آن بود كه گفت و اذا الموؤدة سئلت بأىّ ذنب قتلت ، و قوله : ء أنت قلت للناس اتّخذونى و أمّى إلهين من دون اللّه ؛ فى توجيه الملامة الى غير المليم تنبيها للمليم على فعله ، و شرح اين طريقه رفته است در آخر سورة المائدة فى قوله : ء أنت قلت للنّاس ؛ الايه . قوله :[ قالُوا سُبْحانَكَ ما كانَ يَنْبَغِي لَنا ]؛ گويند اين معبودان ؛ بر قول آنان كه گفتند : مراد عيسى است و فرشتگان ؛ آيه بر ظاهر باشد و محتاج بتأويل نباشد ، و بر قول آنكس كه گفت : مراد اصنام است ، در تأويل[ قالُوا ]گفت : معنى آنست كه وضوح آن حال و ظهور او به جائى باشد كه پندارى آن اصنام به زبان خود بصريح لفظ تبرّا ميكنند از عبادت اين عابدان ؛ و ميگويند : اگر ما مكلّف بودمانى روا نداشتمانى كه با خداى تعالى شريك گفتمانى و بدون او وليّى و يارى گرفتمانى ، و ابو جعفر خواند و حسن بصرى : ان نتّخذ على الفعل المجهول ؛ نبايست ما را كه ما را بخدائى گيرند و يار گيرند با خداى تعالى بدون او ، و ابو عبيده گفت : اين قرائت ضعيف است براى [ من ] كه در اولياء است و اين قرائت آنگه مطرد بودى كه [ من ] نبودى و چنين بودى ما كان لنا ان نتّخذ من دونك اولياء ، و بر قرائت اوّل كه عامهء قرّاء ميخوانند مطرّد است و [ من ] بجاى خود است و معنى او تأكيد نفى است كه آن را نحويان زياده ميخوانند و اين قول معتمد است[ وَ لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ ]؛ و تو ايشان را ممتّع و برخوردار گردانيدى[ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ ]تا قرآن رها كردند و بر آن كار نكردند و گفتند : مراد بذكر رسولست و گفتند : ذكر توحيد است ، و گفتند : ذكر خداست جلّ جلاله[ وَ كانُوا قَوْماً بُوراً ]؛ و مردمانى بودند هلاك شده و شقاوت و خذلان بر ايشان غالب » .