تعالى گويد : عرضه كنيد بر بندگان من آنچه و هم و خاطر ايشان بدان نرسد و بدل ايشان نگذرد ، از جملهء آنچه بر ايشان عرضه كنند اسبانى باشد و اشترانى بر هر جهازى از ايشان سريرى نهاده از ياقوت بيكپاره ، بر هر سريرى قبّهء از زر ريخته ، و در هر قبّهء فرشى از فرشهاى بهشت گسترده ، در هر قبّه دو كنيزك از حور العين ، بر هر كنيزكى دو جامه از جامههاى بهشت كه هيچ لون نباشد در بهشت كه بر آن جامه نباشد و هيچ بوى خوش نباشد و الّا كه از آن ميدمد ، روشنائى روى ايشان از وراى قبّه مىتابد ، و ايشان بلطافت چنان باشند كه مغز استخوان ايشان در استخوان پيدا بود بمانند مرواريد سفيد كه بتابد از ميان ياقوت سرخ ، آنگه مؤمن بنزديك ايشان شود ايشان برخيزند و دست در گردن او كنند و گويند : و اللّه كه ما گمان نبرديم كه خداى تعالى چون تو خلقى آفريده باشد آنگه حقّ تعالى فرمايد تا فريشتگان در پيش ايشان بروند و ايشان را بمنازل و درجات خود رسانند و با اجلال و اكرام آنجا فرود آرند .
ابو صالح از عبد اللّه عبّاس روايت كرد كه اين درخت در سراى علىّ بن أبى طالب باشد و در سراى هر مؤمنى از آن شاخى بود .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٨١