تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
ما شب و روز را دو علامت و دو آيت كرديم كه دلالت كنند بر آفريدگار خود و بر وحدانيّت و يگانگى او ، و بر كمال قادرى و عالمى او
[ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ ]
ما آيت شب را محو كرديم يعنى تاريك آفريديم و آيت روز را كه نفس روز است روشن و نورانى كرديم و گفته‌اند كه : نشان شب ماه است يعنى ما ماه را محو كرديم و شعاع از وى باز گرفتيم و آيت روز را كه آفتاب است با شعاع وضوء آفريديم « 1 » كه در روشنى او چيزها را ببينند و كارها را بسازند . ابو الطّفيل گفت كه : ابن الكوا از أمير المؤمنين على عليه السلام پرسيد از آيت شب كه محو آن چگونه است ؟ - گفت : آن سواد است كه در ميان ماه است و آن أثر محو است . عبد اللّه عبّاس گفت : خداى تعالى نور آفتاب را هفتاد جزو كرد و نور ماه را همچنين ؛ آنگه از نور ماه شصت و نه جزو محو كرد و بآفتاب داد اكنون آفتاب را صد و سى و نه جزو نور است و ماه را يك جزو ؛ آنگه بيان كرد و گفت : غرض آن بود از روشنى آفتاب تا طلب فضل و نعمت و روزى خدا كنيد در روشنى روز ، و تا عدد سالها بدانيد و ماهها بشناسيد ، و همچنين حساب و آجال ديون و اوقات بدانيد و اگر نه چنين بودى جملهء كارها معطّل ماندى و ما هر چيزى را تفصيل داديم و روشن كرديم روشن كردنى نيكو ؛ و از جملهء آن يكى اينست كه با ماه و آفتاب كرديم و اگر نه چنين بودى شب از روز ممتاز نبودى ؛ مزدور ندانستى كه تا كى كار كند ، و روزه‌دار ندانستى كه شب كى است تا روزه گشايد ، و زن عدّه دار ندانستى كه عدّهء وى كى بسر آيد ، و وام دار « 2 » ندانستى كه اجل او كى باشد ، و ندانستندى كه كى بياسايند ، و كى طلب روزى كنند ، خداى تعالى بحسن نظرش براى بندگان جبرئيل را فرمود تا سه بار پر خود را بر
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : «[ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً ]و آيت روز را بينا كرديم يعنى روشن و تابنده ؛ ابو عمرو بن العلاء گفت : يعنى يبصر بها ؛ و هذا من باب قولهم : ليله قائم و نهاره صائم ، كسائى گفت : هو من قول العرب : أبصر النّهار اذا أضاء و صار بحالة يبصر بها ، بعضى دگر از أهل علم گفتند : هذا من باب قولهم : رجل مجرب اذا كان ذا ابل جربى ، و رجل معطش اذا كان ذا ابل عطاش ، و قال كفر به ذى الثلاثة المعطش ، و رجل مضعف اذا كان أصحابه ضعفاء فكذلك النهار مبصر اذا كان أهله بصراء » . ( 2 ) - وام دار يعنى مديون و قرضدار كه بدهكار باشد .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 282 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)