تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
همه دست بردارند و سر سوى آسمان كنند و گويند : بار خدايا بحقّ خون يحيى زكريّا كه اين شهر گشاده كن تا گشاده شود « 1 » ، ايشان همچنين كردند از چهار سوى بارهء شهر بيفتاد و لشكر در شهر شدند آن زن بيامد و بخت نصّر را بسر خون يحيى زكريّا برد و گفت : مردم را مىكش و خون بر سر اين ميريز تا آنگه كه او ساكن شود ، او هفتاد هزار مرد را بر سر آن خون بكشت خون هيچ ساكن نشد تا آنگه كه آن زن را كه زن پادشاه بود بدست آوردند خون او بر آن خون ريختند تا ساكن شد آنگه آن عجوزه گفت كه : اكنون دست از خون ريختن بدار كه خداى تعالى راضى نشود چون پيغمبرى را كشته باشند تا كشندگان او را و هر كه در خون او سعى كرده و رضا داده باشد در ريختن خون او نكشند اكنون ايشان جمله كشته گشتند و علامتش آن است كه اين خون ساكن شد و آن مرد كه امان نامه داشت بيامد و عرضه كرد ، او را و أهل بيت او را امان داد و بيت المقدّس را خراب كرد و بفرمود تا جيفه‌هاى آن كشتگان را [ در آن « 2 » ] در انداختند . چون از اين كار پرداخت وجوه و معروفان بنى اسرائيل را با خود ببابل برد باسيرى و دانيال « 3 » در ميان ايشان بود و رأس الجالوت و قومى از فرزندان پيغمبران ؛ چون به زمين
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و بروايتى ديگر آنست كه گفت : بگوى : انّا نستفتحك باللّه لدم يحيى بن زكريّا ؛ كه اين شهر گشاده كنى ، ما گشادن ترا اى شهر براى خون يحيى زكريّا ميخواهيم ، گفت : چون اين بگفتند از چهار سوى ( تا آخر ) » . ( 2 ) - كلمهء « در آن » از نسخ ساقط شده زيرا عبارت ثعلبى اين است « و خرّب بيت المقدس و أمر أن تطرح فيه الجيف و قال : من طرح عليه جيفة فلا جزية له فى تلك السنة » يعنى بخت نصّر بيت المقدس را ويران كرد و فرمان داد كه لاشه‌هاى كشتگان را در آن بيندازند گفت : هر كه لاشهء در آن بيندازد سر گزيت ساليانهء او جايزهء او خواهد بود يعنى از پرداخت جزيهء يك ساله معاف است . ( 3 ) - از اينجا قصّهء حضرت دانيال عليه السلام شروع مىشود و مأخذ نقل ابو المحاسن ( ره ) تفسير ابو الفتوح ( ره ) و مأخذ ابو الفتوح ( ره ) عرائس ثعلبى يعنى قصص الانبياء او بوده است كه اين قصّه در آنجا در وسط قصّهء بخت نصّر تحت عنوان « قصّة دانيال عليه السلام » مذكور است ( ص 200 چاپ مصر بسال 1312 هجرى قمرى ) .