لو وزن ايمان علىّ بايمان اهل الأرض لرجح ايمان علىّ . و از امير المؤمنين على عليه السّلام روايت كردهاند كه او گفت : الايمان يبدو لمظة بيضاء فى القلب فكلّما ازداد الايمان عظما ازداد ذلك البياض حتّى يبيضّ القلب كلّه ، و انّ النّفاق يبدو لمظة سوداء فكلّما ازداد النّفاق ازداد ذلك السّواد حتّى يسودّ القلب كلّه ، آنگه گفت : بخداى كه اگر دل مؤمن بشكافى سفيد يا بى و اگر دل منافق بشكافى سياه يا بى . اين روايت است امّا حقيقت زيادتى ايمان زيادتى ادلّه و طرايق باشد در هر دليلى كه نظر كنند علمى بمدلولى ديگر حاصل مىشود و در ايمان تناقص روا نباشد از آنكه ايمان عبارت است از جملهء علوم توحيد و عدل و نبوّت و امامت و وعد و وعيد ، اينهمه تا مجتمع نشود آن را ايمان نخوانند پس بعضى ازين علوم ايمان نباشد و اگرچه علم باشد .
هامش
پذيرد و از صحابه روايت كردهاند و حديث رسول ( ع ) كه گفت : لو وزن ايمان على ( ع ) بايمان اهل الارض لرجح ايمان على ( ع ) و مثل اين عمر گفت در حق ابو بكر . و از امير المؤمنين ( ع ) روايت كردهاند كه او گفت : الايمان يبدو لمظة بيضاء ( تا آخر حديث مذكور در متن كه سپس بترجمهء آن پرداخته به اين عبارت ) : گفت : ايمان پارهء سپيدى باشد كه در دل پديد آيد چندانكه ايمان زياده مىشود آن سفيدى زيادت مىشود تا همهء دل سفيد شود ، و نفاق پارهء سياهى باشد كه در دل پديد آيد چندانكه نفاق ميفزايد آن سياهى ميفزايد تا همهء دل سياه شود » ( سپس گفته : ) « آنگه گفت : و أيم اللّه اگر دل مؤمن بشكافى سفيد يا بى آن را ، و اگر دل منافق بشكافى سياه يا بى آن را . و از تابعين مانند اين حديثها روايت كردهاند و حقيقت او آنست كه آنچه زياد گردد از ايمان ادله و طرائق آن باشد كه هر گه كه ناظر در دليلى ديگر نظر كند او را علمى ديگر بمدلول حاصل آيد و انما آنكس كه او ايمان بعلم جمله داند چون بتفصيل بداند علم او زيادت بود چنان كه يكى از ما چون عدد سورتهاء قرآن نداند جز كه ايمان دارد كه جملهء قرآن حق و صدق است و كلام خداى و وحى و تنزيل اوست آنگه سورتهاء قرآن يك يك مىآموزد و مىشناسد و بهر يك ايمان تازه مىكند و از هر يك بر وجهى استدلال طلب مىكند و دليل مىانگيزد بر آنكه نه كلام مخلوق است و كلام خداى است و زيادت در ايمان بر اين وجه باشد . اما آنكه ايمانى باشد ناقص ؛ اين نه روا باشد براى آنكه ايمان عبارت است از جملهء علوم توحيد و عدل و از علوم عدل علم نبوت و امامت و وعد و وعيد كه تا اين همه مستجمع نبود ايمان نخوانند آن را ، پس بعضى از اين علوم ايمان نباشد و اگرچه علم باشد » .