متناول نبود آن را بلكه متناول بود اسباب آن را از لهو و طرب و بطر و مانند آن و رسول خداى مىگويد : لو تعلمون ما أعلم لضحكتم قليلا و لبكيتم كثيرا ، اگر آنچه من مىدانم شما دانيد اندك خنديد و بسيار گرييد .
[ سوره التوبة ( 9 ) : آيات 83 تا 85 ]
فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلى طائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَداً وَ لَنْ تُقاتِلُوا مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفِينَ ( 83 ) وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ ( 84 ) وَ لا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ ( 85 )
اگر چنان باشد كه خداى تعالى ترا نزديك گروهى از ايشان برد و ايشان از تو دستورى خواهند تا با تو بجهاد بيرون آيند ايشان را تمكين مكن و بگوى كه شما هرگز با من بيرون نيائيد و هرگز با دشمنان من كارزار نكنيد از دو وجه يكى آنكه از شما اين نيايد زيرا كه شما منافقيد و اعتقاد وجوب جهاد نداريد ديگر آنكه چون از شما من اين دانم شما را تمكين نكنم از اين معنى چون چنين باشد تا شما باشيد با من بيرون نيائيد چرا كه
[ إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ ]
براى آنكه شما راضى شديد بنخست بنشستن ، پس بنشينيد با زنان و كودكان و بيماران و باز پس استادگان .
[ وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ]
و نماز مكن بر هيچ يكى از ايشان ، مفسّران گفتند كه :
عبد اللّه ابىّ سلول در بيمارى كس فرستاد بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و او را ببالين خود حاضر كرد رسول صلّى اللّه عليه و آله ببالين او شد و او را گفت أهلكك حبّ اليهود ، دوستى جهودان ترا هلاك كرد گفت : يا رسول اللّه من ترا تكليف حاضر آمدن نكردم من از تو استغفار خواستم اكنون براى من استغفار كن و مرا آرزوست كه پيراهن خود را كفن من كنى و بر من نماز كنى چون بمرد پسرش پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت :
يا رسول اللّه حاضر آى رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : نام تو چيست ؟ - گفت : حباب بن عبد اللّه گفت : نه عبد اللّه بن عبد اللّه كه حباب نام ديو است بيك روايت برفت و او را كفن