از اقصى نقاط عالم بسوى او مىشتافتند و بر او قراءة مىكردند و تفسير كبير او دوازده هزار ورق بوده است « 1 » .
برخى از دانشمندان به او عقيده نداشتهاند از جمله ذهبى دربارهء او گويد : « متروك ليس بثقة على جلالته و نبله » و دار قطنى گويد : او يك بار كسرى انوشروان را كسرى ابو شروان گفته و ابو شروان را كنيه فرض كرده « 2 » ، و حاجى خليفه او را از مفسّرانى مىداند كه تفسيرشان مشحون بفوائد است ولى محذوف الأسانيد مىباشد « 3 » .
گفتههاى نقّاش در برخى از تفاسير فارسى مورد استناد قرار گرفته از جمله ابو الفضل رشيد الدين ميبدى در تفسير كشف الأسرار و عدّة الأبرار در موارد بسيارى از او نقل مىكند « 4 » . بطورى كه از يكى از داستانهاى كتاب فردوس المرشديّه كه سيرتنامهء شيخ ابو اسحق كازرونى است بر مىآيد اين كتاب نسخهاش ناياب بوده و از شهرى بشهرى مىفرستادهاند و مورد نسخ قرار مىگرفته است « 5 » .
بروكلمن از نسخ تفسير نقّاش كه در قاهره و موزهء بريتانيا است
هامش
( 1 ) - الفهرست ، ابن النديم ، ص 50
( 2 ) - طبقات المفسرين ، سيوطى ، ص 30
( 3 ) - كشف الظنون ، حاجى خليفه ، ج 1 ص 431
( 4 ) - از جمله در ج 8 ص 106
( 5 ) - فردوس المرشديه فى اسرار الصمديه ، محمود بن عثمان ، ص 146