خوبت [ 1 ] از روى لفظ مىگويم * ورنه رويت ز خوب خوبترست
چو ايّوب عليه السّلام رها كرد كى برگهاى [ 2 ] تنش را مىخوردند ( و صبر مىكرد ) [ 3 ] تو نيز صبر كن اگر طالب آنى مردان دين آنگه گرد تو گردند كه تو حايض نمانى ( يعنى ) [ 4 ] مستقذرات شهوات و سوداهاى وى [ 5 ] و معصيتها كه همه آلايش و رسواييست بر هوايى و شهوتى حيض است كه رجس است اگر نجس و رجس [ 6 ] نيستى به مجاورت اينها چرا از پاك دورى انّ اللّه نظيف 106 يحبّ النّظافة .
رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ
« 1 » چون پاك شوى از حيض ، مردان خدايى را [ 7 ] دستورى دهند كه با تو درآميزند امّا بعضى خلقان [ 8 ] خدا پاكند كه ايشان را پاك شدن حاجت نيست همچنانك ملائكه و بعضى 107 را چنان آفريده است كه ايشان نجس محضاند در ايشان هيچ جوهرى پاك نيست و آن [ 9 ] ديوانند باز در جوهر آدمى اين دو نوع هست از آن جوهر نور و ازين ظلمت افلاك و عناصر .
راحتى كه مىيابى بنگر كه آن راحت تو از برونست [ 10 ] ( آن همه دنياست و اگر از اندرون است ) [ 11 ] آنست كه
وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ
« 2 »
هامش
( 1 ) - سل : بيت : خوبت
( 2 ) - سل : تا كرمها
( 3 ) - اصل : ندارد .
( 4 ) - سل : ندارد .
( 5 ) - سل : و سودهاى خوردن
( 6 ) - سل : اگر رجس و نكس و نجس
( 7 ) - سل : خداى را
( 8 ) - سل : مردان
( 9 ) - سل : كه در ايشان هيچ جوهر پاك نيست و ايشان
( 10 ) - سل : اگر از بيرونست
( 11 ) - سل : عبارت بين ( ) افتاده است .
( 1 ) - قرآن كريم ، التوبة / 108
( 2 ) - قرآن كريم ، الكهف / 46