چون نبود تن صرف مىكنند و در گداز مىدارند و جز لقاى او نمىخواهند صيام و صلاة و غيرهما من الطاعات همه خرج كردنست [ 1 ] از خويشتن بدرگاه خداى تعالى [ 2 ]
أَلْقِ عَصاكَ
« 1 » مقلّد چون از راه [ 3 ] بيفتد برنخيزد و مستدلّ جون بيفتد عصاى استدلال بگيرد باز برخيزد [ 4 ] مگر آن سنانش تيز نبوده باشد [ 5 ] اكنون سنان [ 6 ] عصا را همواره تيز بايد كردن و اين عصاى استدلال را از دست نبايد نهاد [ 7 ] تا به بصيرت برسى آنگه خود از دستت [ 8 ] بيفتد
أَلْقِ عَصاكَ
[ 1 ] .
اكنون من ترا گفتم : « اينسو بيا نورست [ 9 ] » تو گفتى : « آنسو تنورست و سرماست » مرد را ازين [ 10 ] قدر سپر نبايد انداخت سپر برگير كه دوست شجاع را دوست مىدارد 261
الَّذِينَ [ 11 ] يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ
« 2 » ( محمّد رسول اللّه من خاك پاى اويم و او محبوب جان منست جون آن گفتم اين معلوم شد ) [ 12 ]
يُحِبُّهُمْ
« 3 » كفايت است
يُحِبُّونَهُ
« 3 »
هامش
( 1 ) - سل : خرج و بذل كردنست
( 2 ) - سل : خداى تعالى جل جلاله
( 3 ) - سل : مقلد از راه چون
( 4 ) - سل : بيفتد برخيزد چون عصاى استدلال با خود دارد
( 5 ) - سل : مگر آن عصا را اسنانش نبوده باشد
( 6 ) - سل : آن سنان
( 7 ) - سل : و از دست نيايد نهادن آن عصا را
( 8 ) - سل : از دست
( 9 ) - سل : بيا كه نورست
( 10 ) - سل : مرد ازين
( 11 ) - سل : دوست دارد انّ اللّه يحبّ الّذين
( 12 ) - سل : عبارت بين ( ) را ندارد .
( 1 ) - قرآن كريم ، الاعراف / 117
( 2 ) - قرآن كريم ، الصف / 4
( 3 ) - قرآن كريم ، المائدة / 54