أَطِيعُوا اللَّهَ
« 1 » ترك معصيت خود محض طاعتست چنانك ازالت ژنگ [ 1 ] از روى آينه محض تحصيل نورست تتجافى « 2 » [ 2 ] اگر در تو جوهرى هست و مخفى است تا از تو [ 3 ] آن جوهر را نفس امّاره ندزدد اكنون تو ازو مىدزد اندكاندك شهوات او [ 4 ] چو مبتديى اندكاندك توانى ، همه شب بيدار باشى نتوانى اين جاييست جوهرى و اگر جوهرى نيست [ 5 ] پس چه مىخسبى جون چنينى جوهرى مىطلبى خواب چگونه حلال باشد [ 6 ] جوهر طلبنده را .
كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ
« 3 » درخت دين قوّت گيرد بهواسطه تربيت كى اكنون خردست درخت دين و هنوز قوّت نگرفته است تا چون قوّت گيرد كس نتواند كندن [ 7 ] آن را از بيخ امّا اكنون هر كه بيايد بركند كه درخت دين بيخ به حضرت رساند آنگاه [ 8 ] او ذو طرفين شود طرفى به حق و طرفى [ 9 ] بخلق هر كى دست درين شاخ [ زند ] [ 10 ] برساندش مگر كشتى نوح از چوب چنين درختى ساختهاند از بهر قرب حق مثل اولادى 67 كمثل سفينة نوح من تمسّك بها [ نجا ] و من تخلّف عنها غرق هر كه به اين حبل دست درزند خلاص يابد
وَ اعْتَصِمُوا [ 11 ] بِحَبْلِ اللَّهِ
« 4 » .
هامش
( 1 ) - سل : ازالهء زنگ
( 2 ) - سل : جنوبهم عن المضاجع
( 3 ) - سل : مخفى است از تو
( 4 ) - سل : او را
( 5 ) - سل : كه جوهرى دارى و اگر جوهرى ندارى
( 6 ) - سل : بود
( 7 ) - سل : نتوانند كندن
( 8 ) - سل : آنكه
( 9 ) - سل : به حق طرفى
( 10 ) - بين دو قلاب از سل نقل شد .
( 11 ) - سل : كه و اعتصموا
( 1 ) - قرآن كريم ، آل عمران / 32
( 2 ) - قرآن كريم ، السجدة / 16
( 3 ) - قرآن كريم ، ابراهيم / 24
( 4 ) - قرآن كريم ، آل عمران / 103