كامل العقل كامل العلم فى الدّارين حكيم فى افعاله و اقواله و احواله فهو ابدا عليم حكيم ، كاملان را [ 1 ] سعادت ابد منشورست مطلوب تو عين تست غير تو نيست مطلوب تو ، مگر [ 2 ] غيرى كى منتفع [ 3 ] تو باشد كه آن خود غير تو نباشد نان و آب غير تست امّا چون منتفع است [ 4 ] آن را غير نشمرند .
مرا [ 5 ] اگر فقير نباشم خلق باشم و اگر خلق باشم چگونه گويم كه من درويش باشم و او در من نگرد به باشد كه توانگر باشم و او در من ننگرد [ 6 ] مرده باشم او [ 7 ] در من نگرد به از آن زندهء باشم كه او در وى ننگرد [ 8 ] همه جهان خود دانند كه زنده خود آن باشد كه او در وى نگرد [ 9 ]
اكنون حق تعالى جمال يوسفى داده است ( مرا ) [ 10 ] كه بىهيچ طاعتى با هزار معصيت نور رويم بيرون مىزند و ايشان [ 11 ] را چنان زنگى آفريده است كه هرچند ( كه ) [ 10 ] خود را مىآرايند زشتتراند .
شرط ايمان چيست 75 اندر نفس خود كافر شدن * شرط مؤمن چيست اندر كفر ايمان داشتن
هامش
( 1 ) - سل : كامل آن را كه
( 2 ) - سل : تو نيست مگر
( 3 ) - اصل : شفيع
( 4 ) - سل : منتفع تست
( 5 ) - سل : من
( 6 ) - سل : درويش باشم آن به كه درويش باشم و حق در من نگرد از آنكه توانگر باشم و حق در من ننگرد
( 7 ) - سل : حق
( 8 ) - سل : به از آنك زنده باشم و حق در من ننگرد
( 9 ) - سل : همه جهان دانند كه زنده خود آن بود كه حق در وى نگرد
( 10 ) - سل : ندارد
( 11 ) - سل : بيرون مىشود و روشنتر از آفتاب چو آفتاب مىتابد و ايشان را