( 778 ) 38 / 16 « سپيذ » .
در دستنوشت ، شايد كسرهء سين ، با قلمى جز قلم متن نوشته شده باشد .
( 779 ) 38 / 16 « . . . » .
خوانده نمىشود . بحدس مىگويم : شايد : « اطلاق » .
( 780 ) 38 / 18 « در سلطنت » .
از درستى قرائت « در » اطمينان ندارم .
( 781 ) 38 / 19 « نبوذ » .
در دستنوشت : « بوذ » .
بضرورت دگر ساختيم چون معنا نادرست بود ؛ ظاهرا سهو القلمى رخ داده است .
( 782 ) 38 / 20 « انزل » .
در دستنوشت اشتباها « نزّل » نوشته شده بود ؛ از روى قرآن كريم إصلاح شد .
( 783 ) 38 / 24 « زيرا كى آن را عدل كردهاند از . . . » .
سنج : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - طاب ثراه - ، ج 2 ، ص 442 .
( 784 ) 38 / 25 « مفسران » .
الفش در عكس زير دست مخلص به چشم نمىآيد .
( 785 ) 39 / 2 و 3 « قل . . . عليكم » .
الأنعام / 151 .
( 786 ) 39 / 3 « و قضى . . . ايّاه » .
الإسراء / 23 .
( 787 ) 39 / 5 « ( 70 ) نبوذ و متشابه آنست » .
عبارت در دستنوشت كاملا خوانا و روشن نيست ، ولى گمان دارم درست خوانده باشم . ( از لفظ يكم به اعتبار يادداشت گوشهء زيرين رويهء پيش ( : نبود ) نيز مىتوان اطمينان حاصل كرد ) .
( 788 ) 39 / 5 « ابن زيد » .
لفظ « زيد » به فرض مكتوب بودن در دستنوشت ، در عكس به چشم نگارنده نمىآيد . به سنجش مجمع البيان ( ج 2 ، ص 700 ) ضبط كرديم .
( 789 ) 39 / 7 « لا يظلم . . . ذرّة » .
النّساء / 40 .
( 790 ) 39 / 8
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا
. . .
طِينٍ »
.
المؤمنون / 12 .
( 791 ) 39 / 9 « جابر عبد اللّه انصارى » .
« جابر بن عبد اللّه انصارى » : از اصحابست و از كسانى كه حديث بسيار از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - روايت نموده است . گفته شده كه در نوزده غزوه شركت داشته است . نيز در وقعهء صفّين حضور داشته .
در أواخر عمر نابينا شده بوده است و به سال 74 يا 77 هجرى در مدينهء منوّره در گذشته .
( نقل بتلخيص از : لغتنامهء دهخدا ) .