2 ) مجموعهء رسائل .
3 ) النّاسخ و المنسوخ .
4 ) كتاب في النّحو .
( نقل بتحرير و تلخيص از : دائرة المعارف بزرگ إسلامي ، مدخل « ابو مسلم اصفهانى » [ ج 6 ، ص 224 - 226 ] ) .
( 763 ) 37 / 17 « المخبر به » .
در دستنوشت ، زبر روى باء بعد از خاء ، نيست ، و باء مكسورست .
( 764 ) 37 / 18 « در چيزى » .
جايگاه « در » در عكس دستنوشت كاملا روشن نيست و از قرائتم اطمينان تامّ ندارم .
« در » در اينجا به معناى « در بارهء » است .
« تدبيري ديگر ساختند در برانداختن خوارزمشاه . » ( تاريخ بيهقى ) .
« جالينوس را رسائلى است . . . در شناختن هر كسى خويش را . » ( تاريخ بيهقى ) .
( هر دو شاهد از : لغتنامهء دهخدا ) .
« في » ى تازى هم گاهى به همين معناست .
( 765 ) 37 / 19 « غير بعيد منه » .
در عكس دستنوشت كاملا روشن نيست ؛ به قرائتم اطمينان تام ندارم .
( 766 ) 37 / 20 « . . . آن مشتّق است از . . . » .
در تفسير شيخ ابو الفتوح - طاب ثراه - ( چ شعرانى ، ج 2 ، ص 437 ) در بارهء اشتقاق « تورية » ( توراة ) مطالبى آمده و مرحوم علّامه آية اللّه شعرانى - قدّس سرّه - در حاشية چنين فرموده است : « توراة از عبرى مأخوذ است و آن بمعنى شريعت است و اشتقاقات ديگر صحيح نيست . » .
جفرى واژهء « توراة » را بروشنى ، نمايانگر ريختى عبرى دانسته است و گفته ( واژههاى دخيل در قرآن مجيد ، ص 161 و 162 ) : « بعضى از دانشمندان قديم به عبرى بودن آن پى بردهاند و اين امر را مىتوان از آنچه از زجّاج در تاج العروس . . . نقل شده است و نيز از گفتار بغوى . . . دريافت . امّا برخى گرايش داشتهاند كه آن را واژهاى عربى و مشتق از « ورى » بدانند ، يعنى [ همان ] نظريّهاى كه زمخشرى . . . به ردّ آن پرداخته است ، هر چند در لسان العرب بتفصيل مورد بحث قرار گرفته و راغب اصفهانى در مفردات . . . آن را پذيرفته است . » .
( 767 ) 37 / 21 « از آتش زنه چون آتش از آن ظاهر شوذ » .
عبارت اندككى از شيوايى بدورست . آيا سهو القلم چنينش ساخته ؟ - اللّه العالم .
( 768 ) 37 / 25 « و اشتقاق آن . . . » .
در تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - طاب ثراه - ( چ شعرانى ، ج 2 ، ص 437 و 438 ) مطالبى در بارهء واژهء « إنجيل » و اشتقاقش بيامده و مرحوم علّامه آية اللّه شعرانى - قدّس سرّه - را بر آن حاشيتى است سودمند .
به گفتهء جفرى « برخى از دانشمندان قديم كوشيدهاند كه براى آن اصلى عربى بيابند ، . . . ، امّا مفسّرانى همچون زمخشرى و بيضاوى اين نظريّه را رد كردهاند . . . همچنين واژهنامههاى لسان العرب . . . ، تاج العروس . . . ، و . . . معرب . . . آن را به عنوان واژهاى دخيل ذكر كردهاند كه از عبرى يا سرياني . . . گرفته شده است .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 479
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٤٧٩