قراءات كامياب گرديد .
در سفر دوباره به بغداد به درس و مطالعهء علوم قرآنى سر گرم شد . نيز در بغداد به فقه شافعى گرويد ، شافعى شد و سالهايى چند بنا بر اين مذهب فتوا مىداد .
در راه سفر مصر از نواحي مختلفى گذشت و به ويژه روزهايى را در بيروت اقامت كرد . مدّتى دراز در مصر بماند و در اثناى آن به شام هم سفر كرد .
سرانجام به بغداد باز گشت . يك بار سفري كرد به مازندران و ازان پس ديگر از بغداد بيرون نيامد .
رهاورد سفرهايش روايات و يادداشتها و تجربيات و قرائت كتابهاى فراوان و همنشينى با عالمان و بهره جويى از ايشان بود . او در بغداد از هر كارى جز تدريس و نگارش روى گرداند و عاقبت به شامگاه يكشنبه دو روز مانده از شوّال سال 310 ه . ق . در گذشت .
او را مردى قناعت پيشه و صاحب متانت و مناعت وصف كردهاند . پر كارى او شگفتانگيزست . به قولي ، تلامذهاش عمر وى را از بلوغ تا مرگ با حجم تأليفاتش سنجيدند و ديدند كه - با اين حساب - هر روز چهارده برگ مطلب مىنگاشته است .
از پرسمانهاى حيات وى در گيرىاش با حنبليان بود كه گويا انتقاداتش را از امامشان برنتافته بودند .
طبرى ، در كنار مذاهب چهارگانهء اهل سنّت ، مذهب پنجمى ساخت كه پيروانى به نام « جريريّه » براى خود يافت . اين مذهب به رغم گرويدگان و مدافعان مهمّ و دانشورى كه پيدا كرد ، عاقبت متروك گشت .
از جملهء كوششهاى علمى طبرى ، گزارش فضائل پيشواى باورداران و سرور ايمانيان ، امام على بن ابى طالب - عليهما الصّلوة و السّلام - و طرق حديث غدير خم است .
طبرى را در دانشهاى قرآنى طول باع عجيبى بوده . در تلاوت و قرائت و تجويد او را ستودهاند ، و در تفسير ، كتاب جامع البيان عن تأويل آي القرآن ، تفسير مشهور طبرى ، نشان مىدهد كه وى چه جايگاهى دارد .
صاحب الفهرست تفسير طبرى را با وصف « بهتر از آن ساخته نشده است » ، ياد مىكند و ابو بكر بن خطيب بغدادى با وصف « مانند آن را احدى تصنيف نكرده است » . ابن خلّكان در بارهء طبرى گفته : پيشوايى بود در تفسير قرآن ؛ و . . . .
البتّه واقع بينانه بايد گفت كه تفسير طبرى در نظر ما ، نه بزرگترين و مهمترين تفسير در اسلام است و - بىكاستى و لغزش . چه بعضى از پيشينيان و چه گروهى از معاصران گاه به نقد نكاتى از تفسير طبرى پرداختهاند ، و اين كتاب با همهء اهميّتش بىنياز از نقد و عرضه گرديدن بر محكّ پژوهش نيست .
( با بهره جويى فراوان از مقالهء استاد حجّة الإسلام و المسلمين دكتر سيّد محمّد باقر حجّتى در : يادنامهء طبرى ، صص 27 - 81 ؛ همچنين خوانندهء خواهنده را فرا مىخوانيم به خواندن گفتارهاى استاد دكتر سيّد محمّد دامادى و استاد دكتر محمّد فاضلى و استاد آية اللّه شيخ عبد اللّه جوادى آملى در همان مجموعه . ) در برخى نگارشهاى قديم فارسى از طبرى به عنوان « جرير طبرى » - يعنى عملا به نام پدرش - نام بردهاند . ( نگر : تعليقات نقض ، ج 2 ، تعليقهء 111 ) ( 758 ) 37 / 12 « بى » .
« بى » : به جاى « ب » كه يكى از حروف الفبا است به كار رود :
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 477
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٤٧٧