شنيذه و ديذه و دانسته باز پرسند . زجّاج گويذ : روز قيامت اين عضوها را گويا گردانند تا بر صاحب خوذ گواهى دهند ، چنانك گفت :
« يَوْمَ 2388 تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ »
يعنى روز قيامت زبان ايشان و دست و پاء ايشان بر معاصى ايشان گواهى دهند ؛ و « ها » عايد است به مصدر ؛ و گفتهاند : عايد است ب « كلّ » ؛ و گفتهاند : بإنسان صاحب سمع و بصر و فؤاد ؛ و « مسئولا » ( 737 ) روا بوذ كى از « كلّ » بوذ و . . . . . . . انسان 2389 بوذ و حقيقت معنى آنست كى اين اعضا را در حرام استعمال مكن .
« وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً »
و در زمين باختيال 2390 و تكبّر مرو كى فوق خود مزيد نبينى ؛ و گفتهاند : اين اعضا را در دلايل توحيد خذاى - تعالى - استعمال فرما ؛ و مراد ما ازين همه امتاند ، كى نفس رسول - عليه السّلم - از فرق تا قدم همه اين معاني بوذ و ديگران از وى اقتباس كردند .
« إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ »
كى تو - اى محمّد ! - نه زمين قطع كرده ؛ و خرق بيابان متّسع بوذ ، و خرقش از آن جهت گويند كى أطراف آن را از غايت دورى قطع كنند .
« وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا »
كى تو در بلندى نرسيذى بآنچ مىخواهى ؛ چون ترا ممكن نيست كى به اين مبلغ رسى ، وجه مداومت چيست بر چيزى كى اين سبيل آنست ؟ ؛ اين قول ابن عيسى است ؛ و محتمل است كى معنى اين است كى تو در طول و عرض بدرجهء اين دو جماد نرسى و نه بدرجهء از اجزاء ايشان نتوانى رسيذ ، يعنى در صورة .
« كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً »
« سيئة » بتنوين خواندهاند و آن اشارة بود به « و لا تقف » و ما ( 738 ) بعد آن ، و « مكروها » ذكر فرموذ زيرا كى خبرست بعد از خبر و حالى است از ضمير كى در « عند ربك » است ؛ و آنكس كى « سيّئه » مىخوانذ باضافت وجه آن آن بوذ كى حسن گفت : خذاى - تعالى - ذكر امور فرموذ و نيك و بذ در ضمن آن بوذ و بذ از آن جمله « كان مكروها » افتاذ .
« ذلِكَ »
يعنى آنچ به آن امر كردند و ازان نهى كردند
« مِمَّا أَوْحى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ »
يعنى جمله حكمتها كى خذاى - تعالى - به تو وحى كرد در قرآنست ، از قرآنست . ابن عباس گويذ : اين هجده آية است كى در الواح موسى است - عليه السّلم - ، بمحمّد - صلّى اللّه عليه و آله - فرستاذ ؛ اوّل آن
« وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ »
و آخر آن « مدحورا » ست ؛ و معنى
« وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتُلْقى فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً »
، يعنى نفس خوذ را ملامت كنى اگر جز