سخن يكديگر مىشنوند
« إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ »
چون گوش فرا تو دارند كى قرآن شنوند
« وَ إِذْ هُمْ نَجْوى »
و چون ايشان در دار النّدوه با يكديگر سخن گويند
« إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ 2400 إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً »
ظالمان - يعنى كافران - گويند : متابعت مكنيذ 2401 مردى را كى عقل ندارذ ؛ و اين چنان بوذ كى كفّار قريش در دار النّدوه ( 741 ) جمع مىشذند وقتى كى . . .
. . . 2402 بعضى گفتند : محمّد ديوانه است ؛ بعضى گفتند : ساحرست ؛ بعضى گفتند : شاعر است ؛ بعضى گفتند : فال گو است . ابو عبيد گويذ : « مسحور » اى سحر 2403 فزال عقله و صار مجنونا ، يعنى چندان سحر كرد كى عقلش زايل شذ ؛ ديوانه گشت ؛ و گفتهاند : مسحور له سحر يأكل و يشرب كسائر الناس ، يعنى براء او سحري كردهاند ، مىخورذ و مىآشامذ چون همه مردم ؛ و گفتهاند : « مسحور » بمعنى مخدوع است يعنى او را فريفتهاند ؛ و گفتهاند : مغرور 2404 است و مكذوب .
« انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ »
بنگر - اى محمّد ! - كى ترا بچى صفت موصوف كردهاند ؟ ! ترا ديوانه و شاعر و فال گوى و ساحر و معلّم و مخدوع مىخوانند ! ، يعنى تفكر كن كى ترا چگونه به اين صفات وصف كردهاند ؟ !
« فَضَلُّوا »
از حق گم راه گشتهاند
« فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا »
نمىتوانند كى چگونه با مردم بيان كنند كى تو كاذبى ، از تناقض كلامى كى دارند ؛ و گفتهاند : نمىتوانند كى راه رشد و هدايت گيرند .
قوله - تعالى - :
[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيه 54 ]
رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِنْ يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِنْ يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَ ما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً ( 54 )
خذاوند ( 742 ) 2405 و پروردگار شما به حال شما داناتر است ؛ اگر داند كى شما اهل هداية و توفيقايذ شما را هدايت و توفيق دهذ
« أَوْ إِنْ يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ »
و اگر داند كى شما سزاوار عذابيد شما را عذاب فرستذ بسبب خذلان شما ؛ و گفتهاند : اگر دانذ كى شما لايق توبتايذ شما را توبت فرستذ و اگر دانذ كى شما اهل اقامتايذ بر معصيت شما را عذاب كنذ ؛ و گفتهاند : اگر خواهذ شما را از دشمن نجاة بخشد و اگر خواهذ ايشانرا بر شما مسلّط كنذ ؛ و « او » احزاب را است و ازين جهت « ان » مكرّر فرموذ .
« وَ ما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا »
و ما ترا موكّل نكرديم بر منع كفر ايشان به خداى - تعالى - ؛ و گفتهاند : مراد از وكيل كفيل است .