تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
و آله - چون بگورستان رفتى گفتى : و انا إن شاء اللّه بكم لاحقون ؛ و مفسّران در آيت
« لَتَدْخُلُنَّ 2251 الْمَسْجِدَ الْحَرامَ »
اين معنى گفته‌اند .
« وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً »
ماذر و پذر را بر تخت نشاند و او را سجده كردند ؛ و الواو لا يقتضى التّرتيب و فيه تقديم و تأخير ، « واو » موجب ترتيب نيست و از روى معنى تقديم تأخيرى هست ؛ اى خرّوا له سجدا و رفع أبويه على العرش ، سجده كردند پس ايشانرا بر تخت نشاند ( 646 ) ؛ و كان تحيّتهم السّجود ، و در آن زمان سلام ايشان سجود بوذ . حسن گويذ : أمرهم اللّه بالسّجود له لتأويل الرّؤيا . ابن عباس گويذ : خرّوا للّه سجدا ، خذايرا سجده كردند . مصنّف كتاب گويذ : سجدهء شكر بوذ خذايرا بر ملاقات يوسف - عليه السّلم .
« وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا »
يوسف گفت : اى پذر ! اين تأويل خوابى است كى من پيش ازين ديذه بوذم ؛ خذاى - تعالى - كى پروردگار من است آن را راست گردانيذ ؛ و از آن وقت كى يوسف اين خواب ديذ تا وقت ظهو 2252 ر تأويل آن چهل سال بوذ . حسن گويذ : هشتاذ سال ؛ و گفته‌اند : سى و شش سال ؛ و گفته‌اند : بيست و دو سال بوذ ؛ و گفته‌اند : هجده سال بوذ .
« وَ قَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ »
و با من نيكويى كرد چون مرا از زندان بيرون آورد . سؤال : شكر بيرون آمذن از زندان كرد و شكر خلاص يافتن از چاه نفرموذ ؛ حكايت زندان گفت و شكايت چاه نكرد . جواب : ذكر چاه ( 647 ) از آن جهت نكرد كى ذمّت ايشان از آن برى كرده بوذ به گفتن
« لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ »
؛ كريمان چون از چيزى بگذرند ذكر آن نكنند .
« وَ جاءَ بِكُمْ 2253 مِنَ الْبَدْوِ »
و شما را از باديه به آباذانى 2254 مصر آورد ؛ و كانوا يسكنون البوادي ، و ايشان در بيابانها ساكن مىبوذند ؛ و گفته‌اند : از باديه مىآمذند و در شهر مىنشستند . گفته‌اند : ساكن فلسطين بوذند ؛ و گفته‌اند : جزيرة از حرّان .
« مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي »
، بعد از آنك شيطان ميان من و برادران من افساد و تحريش 2255 انداخت .
« إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِما يَشاءُ »
بدرستى كى پروردگار من رسانندهء لطف و أرادت خوذ است بآنكس كى خواهذ
« إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ »
.