تو راندند - * -
31 -
فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى .
نه صدقه داد ( زكات ) و نه نماز خواند - * -
32 -
وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى .
لكن تكذيب كرد و از پذيرفتن برگشت - * -
33 -
ثُمَّ ذَهَبَ إِلى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى .
آنگاه با كسان خويش خرامان شد - * -
34 -
أَوْلى لَكَ فَأَوْلى .
از آنچه مىترسيدى دررسيد و آنچه نمىپسندى به سود تو نيست پس حذر كن و بترس ( دربارهء ابو جهل است ) - * -
35 -
ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى .
باز دررسيد آنچه از آن مىترسيدى ، پس بگريز از آن اگر بتوانى « 1 » - * -
36 -
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً .
آيا آدمى گمان مىكند كه او را بر حال خود وامىگذارند بىبازخواست و بازپرس - * -
37 -
أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى .
آيا آدمى نطفهاى نبود كه در رحم افكنده شد ؟ - * -
38 -
ثُمَّ كانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى .
پس از آن خون بسته شد و خداوند آن را آفريد و صورت و اندام او ساخت و راست كرد - * -
39 -
فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى .
و از آن خون بسته جفت نر و ماده ساخت ؟ - * -
40 -
أَ لَيْسَ ذلِكَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى .
آيا چنين خدائى توانا نيست كه مرده را دوباره زنده كند ؟
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 75 آيه 0
بِسْمِ اللَّهِ . . .
بنام او كه عالى ذات و صافى صفات و مقدّس و منزّه از بنين و بنات است ، كاشف تاريكيها ، اجابتكنندهء دعاها ، نگاهدارندهء از لغزشها ، آفرينندهء زمين و آسمانها ، روزىدهندهء جانوران و جاندارها .
اى زهر غم تو در دلم آب حيات * و اى عشوهء عشق تو مرا راه نجات
گفتى ببرم جان تو اى حور صفات * جان از تو مرا دريغ باشد ؟ هيهات !
سوره 75 آيه 1
1 -
لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ .
آيه . خداوند به روز رستاخيز سوگند ياد مىكند ، آن روز كه بساط جلال و عظمت او بگسترانند ، و رايت جبّارى به صحراى قهّارى بيرون آرند ، ايوان كبريا بركشيده ، ميزان عدل درآويخته و سياست جبروت و عزّت همه را مدهوش ساخته ، پيغمبران آيند و گويند : ما را دانش نيست ! فرشتگان مقرّب آيند و گويند : ما حقّ پرستش را بجاى نياورديم ! عارفان و موحّدان آيند و گويند : ما تو را به حقّ شناسائى نشناختيم ! اى هزار حسرت اگر روز فضل دست ما را نگيرد ! و اگر آن روز كرم او به فرياد ما نرسد ! زيرا اگر عنايت او دستگير نشود از طاعت ما چه آيد ؟ و اگر عدل او روى نمايد ما را از هلاك چاره نباشد !
پير طريقت گفت : الهى دانى كه من نه به خود به اين روزم ، و نه به كفايت خود شمع هدايت افروزم ! از من چه آيد ؟ و از كردار من چه گشايد ؟ طاعت من به توفيق تو ، خدمت من به هدايت تو ، توبهء من به رعايت تو ، شكر من به انعام تو ، ذكر من به الهام تو است ، همه توئى من كىام ؟ اگر فضل تو نباشد من بر چهام ؟
سوره 75 آيه 2
2 -
وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ .
آيه . بعض مفسّران نفس لوّامة را نفس بندهء مؤمن دانستهاند كه پيوسته به روزگار خود حسرت مىخورد و بر تقصير خويش خود را ملامت مىكند ! و خود را مىترساند و بيم مىدهد و به چشم حقارت و مذلّت در خود مىنگرد ! و مىگويد :
هامش
( 1 ) - اين چند آيه در وصف ( ابو جهل ) بزرگترين دشمن محمد آمده كه خداوند او را سزاوار بدترين عذاب دانسته و روز جنگ بدر به سزاى خود رسيد .