تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
پير طريقت گفت : الهى به درگاه آمدم بنده‌وار ، خواهى عزيز دار خواهى خوار ، اى مهربان فريادرس ، عزيز آن كس ، كش با تو يك نفس ، اى همه تو و بس ! با تو هرگز كى پديد آيد كس .

سورهء - 75 - قيامة - 40 - آيه - مكى - جزو 29

تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 -
لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ .
سوگند مىخورم به روز رستاخيز - * - 2 -
وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ .
سوگند مىخورم به نفس نكوهنده بر گناهكارى - * - 3 -
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ
آيا آدمى گمان مىكند كه ما استخوانهاى پوسيدهء او را فراهم نخواهيم آورد - * - 4 -
بَلى قادِرِينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ .
آرى ، ما مىتوانيم كه بندهاى انگشتان او را راست و برقرار كنيم ( مانند روز زندگى ) - * - 5 -
بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ .
آرى ، انسان مىخواهد كه آنچه فرا پيش او است دروغ شمرد ( از رستاخيز و بازخواست ( و در گناه آزاد باشد ) - * - 6 -
يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ .
مىپرسد كه روز قيامت كى است ؟ - * - 7 -
فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ .
آنگاه كه چشم ( هنگام جان كندن ) خانه روشن كند و بتابد - * - 8 -
وَ خَسَفَ الْقَمَرُ .
آنگاه كه ماه تاريك شود - * - 9 -
وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ .
و خورشيد و ماه بهم رسند . - * - 10 -
يَقُولُ الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ .
آدم مىگويد : گريزگاه كجا است - * - 11 -
كَلَّا لا وَزَرَ .
نه چنان است ، جاى پناه و گريز نيست - * - 12 -
إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ .
آن‌روز بازگشت بسوى خدا است - * - 13 -
يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ .
آگاه كنند ( و پاداش دهند ) انسان را به هرچه از پيش فرستاده از كردار و رفتار و يا از پس خويش از نهاد نيك يا بدنهاده - * - 14 -
بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ .
بلكه آدمى نفس خود را نيك شناسد - * - 15 -
وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ .
هرچند كه حجّت و عذرهايش را گويد و سازد - * - 16 -
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ .
زبان خود را براى خواندن قرآن مجنبان تا به آن شتاب كنى . « 1 » - * - 17 -
إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ .
بر ما است كه قرآن را بر تو خوانيم و در ياد تو داريم - * - 18 -
فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ .
چون ما بر تو خوانديم تو پس از آن مىخوان - * - 19 -
ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ .
آنگاه بر ما است كه احكام آن را به تو بيان كنيم - * - 20 -
كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ .
( بگو به كافران ) آرى شما اين جهان نزديك را دوست مىداريد - * - 21 -
وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ
و جهان پسين را مىگذاريد - * - 22 -
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ .
روىها است در آن روز شاد و تازه - * - 23 -
إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ .
به خداوند خويش نظر كنان - * - 24 -
وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ .
و روىهاست آن‌روز از اندوه گرفته - * - 25 -
تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ .
كه يقين دارد كه با او چه بتر مىكنند - * - 26 -
كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ .
به راستى آنگاه كه جان به چنبر گردن رسيد - * - 27 -
وَ قِيلَ مَنْ راقٍ .
و مىگويند كدام پزشك است كه افسون كند ؟ - * - 28 -
وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ .
و بدانست كه از دنيا دور مىشود - * - 29 -
وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ .
و پاى او در كفن مىپيچند - * - 30 -
إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ .
او را بسوى خداى
هامش
( 1 ) - چون هنگام نزول قرآن ، پيغمبر با جبرئيل مىخواند و مىترسد از خاطرش محو شود اين آيه آمد .