إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً .
نه ، هرگز ، نيفزائيم كه او با سخنان و پيغامهاى ما عناد و دشمنى داشت - * -
17 -
سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً .
« 1 » آرى ، به زودى عذابى سخت فرا سر او نشانم - * -
18 -
إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ .
او در انديشيد و پيش خود اندازهگيرى كرد ( كه چه كند ) - * -
19 -
فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ .
پس نفرين كرده شد چون باز با خود اندازه گرفت - * -
20 -
ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ .
باز او را بنفريدند چون خود را باز انداخت - * -
21 -
ثُمَّ نَظَرَ .
- * -
22 -
ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ .
پس نگريست و روى ترش كرد - * -
23 -
ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ .
آنگاه پشت برگردانيد و گردن كشيد - * -
24 -
فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ .
پس گفت اين نيست جز جادوئى كه از كسى مىآموزند - * -
25 -
إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ .
اين نيست مگر گفتهء مردمان ! - * -
26 -
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ
آرى ، او را در آتش خواهم سوزانيد - * -
27 -
وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ .
چه تو را دانا كرد كه سقر چيست ؟
- * -
28 -
لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ .
نه گوشت و نه استخوان را ناسوخته نگذارد - * -
29 -
لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ .
روى و پوست و دست و پاى را سياه مىكند و مىسوزد - * -
30 -
عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ .
بر تابيدن آتش دوزخ نوزده فرشته سالارند - * -
31 -
وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِكَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ يَزْدادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيماناً .
ما دوزخسازان را از فرشتگان ساختيم و اين شماره نوزده را نكرديم مگر براى شوراندن و آزمايش كافران تا آنها را كه تورات دادند يقين كنند و مؤمنان هم بر ايمان خود بيفزايند ،
وَ لا يَرْتابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْكافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا .
تا آنها را كه تورات دادند و مؤمنان شكّ و گمان نكنند و تا منافقان و بيماردلان و كافران بگويند : خداوند را از اين عدد نوزده چه اراده كرده است ؟
كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَ ما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ .
آرى ، اين چنان خداوند هركه را خواهد گمراه كند و هركه را خواهد راه نمايد ! و شمار سپاه خداوند جز او كسى نداند و اين دوزخ و اين سخن نيست جز يادآورى و پند مردمان - * -
32 -
كَلَّا وَ الْقَمَرِ
نه چنان است سوگند به ماه - * -
33 -
وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ .
و به شب تاريك كه از پس روز مىآيد - * -
34 -
وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ .
و به بامداد كه روشن مىشود - * -
35 -
إِنَّها لَإِحْدَى الْكُبَرِ .
( به آن سوگندها ) كه دوزخ يكى از بزرگ بلاها و مهين عذابها است - * -
36 -
نَذِيراً لِلْبَشَرِ .
بيمدهندهء مردمان است - * -
37 -
لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ .
براى هركس از شما كه خواهد پاى پيش نهد تا پاى پس نهد - * -
38 -
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ .
هركسى گروگان كردار خويش است - * -
39 -
إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ .
مگر كسان دست راست ( كه بهشتىاند ) « 2 » - * -
40 -
فِي جَنَّاتٍ يَتَساءَلُونَ .
آنان در بهشتها - * -
41 -
عَنِ الْمُجْرِمِينَ .
جوياى حال گناهكاران مىشوند و مىپرسند : - * -
42 -
ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ .
چه چيز شما را به دوزخ افكند ؟
- * -
43 -
قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ .
گويند : ما از نمازگزاران نبوديم - * -
44 -
وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ .
و بىنوايان را غذا نمىداديم - * -
45 -
وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ .
و با خداوندان باطل
هامش
( 1 ) - اين آيات دربارهء وليد بن مغيره كافر لجوج آمده .
( 2 ) - هركسى مسئول و مأخوذ به كار خويش است از نيك و بد ، مگر كسانى كه اعتماد به فضل الهى دارند كه آنان مأخوذ به گناه نيستند .