و اگر با آنها جنگ كنند اينان ( دورويان ) آنها را يارى نمىكنند و اگر هم يارى كنند از ميدان جنگ پس مىنشينند ! پس از آن آنها را كسى يارى ندهد .
13 -
لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ .
به راستى كه شما در دلهاى منافقان از خداوند ترسانندهتريد ( و از شما بيشتر بيم دارند تا از عذاب خدا ) آن بدين سبب است كه آنان گروهى هستند كه حق را درنمىيابند .
14 -
لا يُقاتِلُونَكُمْ جَمِيعاً إِلَّا فِي قُرىً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ .
با شما هرگز نمىجنگند مگر در جاهاى بارودار ، يا از پشت ديوارها ، زور آنها بر يكدگر خيلى سخت است و آن چنان كه گمان كنى ( اى محمّد ) كه آنها يكدلند ! نه يكدلند ، بلكه آنها پراكندهدلند ! و اين به اين جهت است كه آنها گروهى هستند كه فرا راستى و خرد هوش نمىدهند .
15 -
كَمَثَلِ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَرِيباً ذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ .
مانند جهودان پيش از ايشان ( بنى قريظة ) كه ناسازگارى كار خويش را ديدند و گرانى و ناسازگارى سرانجام آخر چشيدند و آنان راست عذابى دردناك .
16 -
كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ .
راست بهسان ديو ( شيطان ) باشند كه به انسان گفت : كافر شو ، پس چون كافر شد گفت : من از تو بىزارم ، من از پروردگار جهانيان مىترسم « 1 » .
17 -
فَكانَ عاقِبَتَهُما أَنَّهُما فِي النَّارِ خالِدَيْنِ فِيها وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ .
پس سرانجام هر دو آنست كه باهم در آتشند هر دو جاويدان و اين است سزاى ناگرويدگان .
18 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ .
اى مؤمنان ، خدا را بپرهيزيد و ايدون باد كه هركس بايد بنگرد كه براى فردا چه فرا فرستاده ؟
و از خشم و عذاب خداوند پرهيز كنيد كه خدا به آنچه مىكنند آگاه است .
19 -
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ .
مانند كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند ، تا خداوند هم تيمار داشتن تنهاى آنها را بر آنها فراموش كرد ( يعنى كه خود را فراموش كردند ) آرى ، آنان از دين و طاعت خداوند بيرونند .
20 -
لا يَسْتَوِي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ .
هرگز دوزخيان چون بهشتيان يكسان نيستند ، بهشتيانند كه رستگارانند .
21 -
لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ .
اگر اين قرآن را ما بر كوه فروفرستادمى ، آن كوه را
هامش
( 1 ) - مراد از ايشان در اينجا يكى از زاهدان يهود است كه فريب ابليس خورد ! و شرح آن در تفسير ادبى همين آيه است .