هفت سپاه شيطان روى به او نهند و آنها : شهوت ، خشم ، رشك ، شكّ ، شبهه ، نفاق و شرك است .
نشان اين فقر اين است كه هرچه بيند كج بيند ! گوش همه دروغ شنود ، زبان همه دروغ گويد ، قدم همه به كوى ناشايست نهد ، اين آن فقر است كه پيغمبر از آن به خدا پناه برد !
امّا آن فقر كه مايهء افتخار پيغمبر است آنست كه آدمى از دنيا برهنه گردد و در اين برهنگى به دين و ايمان به خدا نزديك شود و اين مقام همان است كه متصوّفه آن را تجريد گويند كه آدمى از قيود و رسوم چون تيغ بيرون از نيام مجرّد شود ! چه تيغ تا وقتى كه در نيام است هنرش آشكارا نشود ! و كارى از او نيايد ! همينگونه دل تا در غلاف انسانى است هنر او آشكارا نگردد و از او گرهى نگشايد و چون از غلاف انسانيت برهنه شود صورتها و صفتها در او بنمايد !
سوره 59 آيه 9
9 -
وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِيمانَ .
آيه . اين كسان انصار نبوّت و رسالتند و اصحاب موافقت و مرافقت ! و منبع جود و سخاوت ! خداوند روش آنان را پسنديده و ايثار ايشان را ستوده كه :
. . . وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ .
آيه . گروهى كه هرگز از خار حسد خارى به دامنشان نياويخت و از بيابان هواى نفس هرگز غبارى بر گوشهء ديانت آنها نهنشست ! و از پرتگاه هوس هرگز دودى به چشمان نرسيد « 1 » آنان پادشهان راهند در لباس درويشان و فرشته صفتند بهصورت آدميان ! روندگان حقيقتند در راه فناى خويش خرامان .
شيخ بسطام ( بايزيد ) گفته : اگر هشت بهشت را در اين كلبهء ما بگشايند و اين سراى و آن سراى هر دو بما دهند هنوز به يك آه سحرگاهى كه بر ياد او از سينه برآيد ندهيم ! و يك نفس كه به درد عشق او برآورديم با ملك همه جهان برابر نكنيم ! و به زبان حال گويد :
خيز يارا تا به ميخانه زمانى دم زنيم * آتش اندر ملك آل بنىآدم زنيم
هرچه اسباب است جمع آئيم و پس جمع آوريم * پس به حكم حال بىزارى همه بر هم زنيم
سوره 59 آيه 10
10 -
وَ الَّذِينَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ .
آيه . اندر اين آيت پسينيان امّت و پيروان صالحان ملّت را تا قيامت به پيشوايان صدر اسلام دررسانيده و در حكم برابر فرموده . چنان كه مصطفى فرمود : مثل امّت من مثل باران است كه معلوم نيست اول آن بهتر است يا آخر آن ! و كسانى كه امروز ساكنان سراى قربت مناند و فردا شايستهء شفاعت من ! ايشان همه بزرگوارانند و كرامت را سزاوارند و در منفعت و راحت همچون باران بهارند ! و باران را ندانند كه اول آن بهتر است يا آخر آن ! نفعى است همگانى ، حال امّت من همچنين است ، همان درويشان آخر زمان و همان شكستگان سرافكنده و همين بزرگان صحابه همه باهم برادرانند و در مقام راحت و منفعت و شفقت همه يكدست و يكسانند مانند باران كه در بوستان و در خارستان همه جا سود رسانند « 2 » .
هامش
( 1 ) - نوشتهاند آن روز كه رسول خدا اموال يهود بنى نضير را قسمت مىكرد به انصار فرمود اگر مىخواهيد شما را در اين قسمت آرم تا شريك مهاجرين باشيد و آنان را هم در اموال خود شريك كنيد ! و اگر نمىخواهيد شريك كنيد تا همه اموال را به آنها دهم ، انصار همه گفتند ما در غنيمت با آنها شريك نمىشويم و همه را به آنها دهيد ولى ما آنها را در اموال و املاك خود شريك مىكنيم ! آنگاه اين آيه در شأن آنها نازل شد !
( 2 ) - اين حديث و سخن پيغمبر براى اثبات تساوى حقوق بشر و مواسات و مساوات و برادرى و برابرى در اسلام بزرگترين دستور و سند است .