پس چرا آفرينش را در ياد نداريد ؟
63 -
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ .
آيا شما ديدهايد آنچه كه مىكاريد ؟ و اين كشت كه مىورزيد ؟
64 -
أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ .
آيا شما آن را مىرويانيد يا ما رويانندهء آن هستيم ؟
65 -
لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ .
اگر ما بخواهيم آن را كاه كنيم تا شما در شگفت آئيد و از كشت آن دانه ( كه كاه شده ) پشيمان كرديد !
66 -
إِنَّا لَمُغْرَمُونَ .
و بگوئيد : آن رنج كه در زمين برديم بر ما تاوان آمد ( و زيان كرد ) .
67 -
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ .
( و گوئيد ) بلكه ما را محروم كرده و بىروزى گذاشتند !
68 -
أَ فَرَأَيْتُمُ الْماءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ .
آيا اين آب را كه مىآشاميد چه مىبينيد ؟
69 -
أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ .
آيا شما آن را از ابر ( ميغ ) فرود آورديد يا ما فرودآورندهء آن هستيم ؟
70 -
لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ أُجاجاً فَلَوْ لا تَشْكُرُونَ .
اگر ما بخواهيم آن آب باران را تلخ مىسازيم ، پس چرا شما از من شكر ( آزادى ) نكنيد ؟
71 -
أَ فَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ .
آيا چه مىبينيد اين آتشى كه مىافروزيد ؟
72 -
أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ .
آيا شما درخت آتش را مىرويانيد يا ما آفريدگار و رويانندهء آن هستيم ؟ « 1 »
73 -
نَحْنُ جَعَلْناها تَذْكِرَةً وَ مَتاعاً لِلْمُقْوِينَ .
ما اين آتش درخت را يادگار آتش ( دوزخ ) كرديم و آن را سودى براى مسافرين ( دور از آبادى در بيابانها ) ساختيم .
74 -
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ .
پس خداوند بزرگ خود را به پاكى و نيايش ياد كن .
75 -
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ .
پس سوگند ياد مىكنم به سورهها و آيههاى قرآن كه مانند ستارهها جداجدا و پراكنده بود كه بر رسول خدا نازل مىشد !
76 -
وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ .
و اين سوگندى است كه اگر شما بدانيد سوگندى بزرگ است !
77 -
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ .
هرآينه اين قرآن نيكوآزادهء آسان است !
78 -
فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ .
در نامهء پوشيدهء نوشته و يادداشته و شنيدهشده .
79 -
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ .
نپاسد آن را ( لمس نكند ) مگر پاككردگان و پاكيزگان .
80 -
تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ .
( اين كتاب ) فروفرستاده شده از سوى خداوند جهانيان است .
81 -
أَ فَبِهذَا الْحَدِيثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ .
آيا به اين سخن مرا دروغزن مىگيريد ؟
82 -
وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ .
و روزى خود را آزاد مىكنيد كه مرا دروغزن ( دادن روزى ) مىگيريد ؟ و سپاس روزى خود را دروغ دانستن آن از سوى من مىدانيد ) .
83 -
فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ .
پس چرا آنگاه كه جان به گلو رسد ؟ ( به خود نمىآئيد )
هامش
( 1 ) - بعضى درختها آتشزنه هستند كه از ماليدن و زدن چوب آنها به يك دگر جرقهء آتش مىپرد !