تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
84 -
وَ أَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ .
و آنگاه شما كه به چشم خون ( درميرنده ) مىنگريد ؟ 85 -
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ .
و ما به مرگ شما از خود شما نزديكتريم !
وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ .
ليكن شما نمىبينيد و نمىدانيد ( پس چرا عبرت نمىگيريد ! ) 86 -
فَلَوْ لا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ .
پس اگر شما برانگيختنى و پاداش‌دادنى نيستيد ؟ . 87 -
تَرْجِعُونَها إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ .
جان را كه به گلو رسيده به تن برگردانيد اگر راست مىگوئيد ؟ 88 -
فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ .
پس آن كس كه از مقرّبان و نزديكان است : 89 -
فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ .
( بدانيد كه ) او را آسايشى و آسانى و زندگانى و روزئى و بوئى خوش و بهشت ناز و شادى است . 90 -
وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ .
اما اگر آن‌كس از خداوندان راست‌دست است . 91 -
فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ .
پس درود بر تو باد از راست‌دستان . 92 -
وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ .
و اما اگر آن‌كس از دروغ‌زن‌گيران و گمراهان است . 93 -
فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ .
پس فرو آمدن او و پذيرائى او آب جوشان است ! 94 -
وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ .
و افروختن آتش دوزخ و رسيدن به آن آتش و ماندن در آن ! 95 -
إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ .
اين سخن راست و گفتار بىگمان و درست است . 96 -
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ .
پس ( اى محمّد ) خداى بزرگ خود را نيايش و ستايش كن .

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 56 آيه 58

58 -
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ .
آيه . خداوند در اين آيت اظهار قدرت خويش در آفرينش مىكند تا جهانيان بدانند كه صانع بىعلّت و كردگار بىآلت و غفّار بىمهلت و ستّار هر زلّت همه او است . خداوندى كه از آب ضعيف صورتى لطيف آفريد ، و از نطفهء مهين صنعتى متين بنمود ، و نقشهاى گوناگون از شكلهاى جوراجور پديد آورد . چنان كه هر عضوى به نوعى از جمال آراسته ، نه بر حدّ او افزوده ، نه از قدر او كاسته ، هريكى را صفتى داده ، و در هريكى قوّتى نهاده : حواس در مغز ، بها در پيشانى ، جمال در بينى ، جادو در چشم ، ملاحت در لب ، صباحت در صورت ، كمال زيبائى در مو ، حسد در جگر ، كينه در سپرز ، شهوت در رگها ، ايمان در دل ، محبّت در سر ، و معرفت در جان نهاده ! بدان‌گونه كه نتوان گفت كه صنعت‌ها در طبع‌ها نيكوتر يا تدبير در صورت‌بندىها شيرين‌تر و برتر است ! لطيفه : ميان آب لطيف و خاك ضعيف اين‌چنين نقش و نگار چيست ؟ چون نگارنده آن يكى است ؟ چندين اثر غريب و عجيب از قطره‌اى آب از چيست ؟ كه عاقل در نظارهء صنعت است و جاهل در خواب غفلت ! اى جوان‌مرد ، تا كى به ديدهء ظاهر به نشان شاهدها نگرى ، يك بار به ديدهء باطن به نشان لطيفه‌ها بنگر چنان كه خداوند فرمود : بندهء من رويت آراستم ، دلت آراستم ، رويت را بهر نظارهء خلق ، و دلت را بهر نظارهء خود آراستم ، رويت مردم بينند و دلت من بينم . بر روى تو كه نظرگاه مردم است حدّ شرع راندن روا نداشتم ، در دلت كه نظرگاه من است درد جدائى كى روا دارم ؟ ما آن خداونديم كه در صفت قدرت ما ، هم آفريدن است