هم ميراندن ، از آفريدن خبر داد كه فرمود :
سوره 56 آيه 59
59 -
أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ .
آيه . شما آفريننده هستيد يا ما ؟
از ميراندن خبر داد كه فرمود :
سوره 56 آيه 60
60 -
نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ .
آيه . ما مرگ را براى شما مقدّر گرديم .
خداوند فرمود : در آفريدن ، صفات لطف نمودم ، و در ميراندن ، كمال قهر نشان دادم بيافريدم تا قدرت و لطف بينى ، بميرانم تا سياست و قهر بينى ، باز زنده گردانم تا هيبت و سلطنت بينى .
چون مىدانى كه قادر و توانايم ، حكيم و دانايم و در توانائى و دانائى بىهمتايم ، پس مرا به پاكى بستاى و به يكتائى و بزرگوارى ياد كن ، تا فردا تو را در زمرهء مقرّبان گذارم كه من در ازل چنين حكم كردهام كه :
سوره 56 آيه 88
88 -
فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ .
فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ .
آيه . يكى از بزرگان دين گفته كه : روح و ريحان هم در دنيا است و هم در عقبى ، روح در دنيا است و ريحان در عقبى ، روح آنست كه دل بندهء مؤمن بهنظر خويش بيارايد تا حقّ از باطل بازشناسد ، آنگاه به دانش آن را فراخ كند ، تا ديدار قدرت در آن جاى بايد ، بينا كند تا به نور من بيند ، شنوا كند تا پند ازلى بشنود ( مىنيوشد ) پاك كند تا همه صحبت او جويد ، به عطر وصال آن را خوش كند تا در آن مهر دوست رويد ، به نور خويش آن را روشن كند تا از او به او نگرد ، به صيقل آن را بزدايد تا در هرچه نگرد او را بيند !
لطيفه : بنده چون بر اين صفت به سراى سعادت رود ، آنجا ريحان كرامت بيند و نسيم انس دميده زير درخت وجود تخت رضا نهاده و بساط انس گسترده ، شمع لطف افروخته ، بنده شاهوار نشسته ، دوست ازلى پرده برگرفته به بنده سلام رسانيده و ديدار حق نموده !
سوره 56 آيه 90
90 -
وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ .
فَسَلامٌ لَكَ .
آيه . صاحبان دست راست از سابقان و مقرّبان در منزلت و مرتبت پايينترند ، و آنان عابدانند كه عبادت از بهر آن مىكنند كه به ناز و نعيم بهشت رسند ، و عاملانند كه در دنيا عمل به احكام شرع مىكنند تا در عقبى ثواب يابند ! و خداوند فرمايد :
ما مزد نيكوكاران را ضايع نكنيم ، و به هرچه طمع دارند از آن دولت مقيم و جنّت نعيم و ملك كريم ، ايشان را نوميد نكنيم و مزد كارشان تمام دهيم و فضل خود بر سر آنها نهيم .
ايشان را مجلسها است آراسته و محفلها پيراسته روشنائى لطفها افروخته ، گونه گونه عطرها سوخته ، دوشيزگان و نورستگان به خدمت ايستاده ، ساقيان دلفريب جامهاى شراب ( پاك ) بر دست نهاده ، خنياگران خوشنواز به نغمههاى شورانگيز دلربائى كرده ، هريكى چون شاهى نشسته و در غرفهء خود بر تخت عزّت تكيه زده ، تاج ولايت به گوهر عنايت بر سر نهاده ، بر بساط انبساط از مشاهدهء جمال آرميده به جلال عزّ بار خداى سوگند كه هيچ مادر مهربانى كودك گريان را آنگونه ننوازد كه خداوند بندهء گناهكار را به وقت عيان بنوازد ! « 1 »
هامش
( 1 ) - در بعضى كتابها آوردهاند كه عايشه از پيغمبر پرسيد يا رسول اللّه ، خداوند در شب معراج كه به تو وحى فرستاد و فرموده« فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى »اگر لختى از آن گفتنى است با من گوى .
پيغمبر فرمود : شب معراج از خداوند پرسيدم : خداوندا ، امّتهاى گذشته را چون سر از اطاعت حق بازداشتند برخى را سنگباران كردى ! بعضى را به زمين فروبردى ! قومى را صورت بگردانيدى ! با امّت من چه خواهى كرد ؟ فرمود :
اى محمد ، تو در كار ايشان همه سلامت و امن و عافيت دان و دل خويش از ايشان به سلامت دار و ايمن باش !