28 -
كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ .
بدينگونه ، آنها كه آراسته و ساختهها از ايشان بازماند به قوم ديگر داديم كه وارث آنها شدند .
29 -
فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ .
نه آسمان و نه زمين به آنها گريست و نه آنان را مهلت ( درنگ ) دادند .
30 -
وَ لَقَدْ نَجَّيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ مِنَ الْعَذابِ الْمُهِينِ .
و ما فرزندان اسرائيل را از عذاب خوارىآور رها ساختيم .
31 -
مِنْ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كانَ عالِياً مِنَ الْمُسْرِفِينَ .
از عذاب و آزار فرعون كه او برترىدارنده بود از ميان گروه گزافكاران !
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 44 آيه 0
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
بنام خدائى كه ذكر او آئين زبان ما ، و مهر او قوّت قلب ما ، و نظر او شاهد جان ما است و ياد او راحتى روح ما ، مبارك آنكس كه مونسش نام اوست ، و عزيز آنكس كه همراهش راه او است ، شاد آن دل كه در آن مهر اوست ، آباد آن زبان كه بر آن ذكر اوست ، آزاد آنكس كه وى دربند اوست ، بزرگوار آن نفس كه بر اميد ديدار اوست .
پير طريقت گفت : خدايا ، يادت چون كنم كه من خود همه يادم ، من خرمن نشان خويش فرا باد نهادم ، الهى ، در يافتن خود يارى و يادگارى ، معنى دعوى صادقانى ، فروزندهء نفسهاى دوستانى ، آرام دل غريبانى ، چون در ميان جانى ، از بىدلى مىگويم كه كجائى ؟ جان را زندگى مىبايد تو آنى ، به خود و از خود ترجمانى ، به حقّ تو بر خودت كه ما را در سايهء غرور ننشانى و به عزّ وصال خود رسانى . آمين .
جان و جهانم توئى و گرت نبينم * يكسره بد باد روزِ جان و جهانم
سوره 44 آيه 3 - 2 - 1
1 -
حم .
2 -
وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ .
3 -
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ .
اين شب مبارك به گفته بيشتر مفسّران . شب نيمه شعبان است و آن را مبارك خوانند از بهر آنكه پرخير و پربركت است ، همه شب داعيان را اجابت است و سائلان را عطيّت ، مجتهدان را معونت و مطيعان را مثوبت ، عاصيان را اقالت است و محبّان را كرامت ! همهء شب درهاى آسمان گشاده ، بهشتها درها را باز نهاده ، ساكنان خلد بر كنگرهها نشسته ، ارواح پيغمبران و شهيدان به طرب آمده ، همهء آن شب نسيم روح ازلى از جانب قرب به دل دوستان مىدمد ، و باد كرم از هواى فردانيّت بر جان عاشقان مىوزد ، و از دوست خطاب مىآيد كه :
آيا سائلى هست كه من او را عطا كنم ؟ آيا آمرزش خواهى هست كه من او را بيامرزم ؟ - اى درويش ، بيدار باش در اين شب كه همهء بساط نزول بيفكنده و گل وصال جانان در باغ رازدارى شكفته ! نسيم سحر مبارك بهارى وارميده ، و پيغام خداوند به رازى عجيب و شگفتآور اين سخنان را مىگويد :
كسى كه ما را شناخت چگونه با غير ما آرام گيرد ؟ و كسى كه ما را يافت چگونه با ديگرى پردازد ؟
كسى كه رنگ و بوى وصال ما و ياد ما دارد ، چگونه دل در رنگ و بوى اين جهان بندد ؟