تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
آرى ، گواهى آنها را بر ما مىنويسند و فردا از ايشان خواهند پرسيد . 20 -
وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ .
و گفتند : اگر خدا نمىخواست ما فرشتگان را نمىپرستيديم !
ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ .
آنها را به اينكه مىگويند دانش نيست و نيستند جز دروغ‌گو ! 21 -
أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ .
يا آنكه پيش از قرآن به آنها كتابى فرستاديم كه به آن تمسّك جستند و دست زدند ! 22 -
بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ .
گفتند : ما پدران خويش را بر اين كيش يافتيم و ما بر پىهاى ايشان راه مىبريم ! 23 -
وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ .
و همچنان ، ما نفرستاديم پيش از تو ( اى محمد ) در هيچ شهرى آگاه‌كننده‌اى ، جز آنكه جهان‌داران و افزون‌كاران آنها مىگفتند : ما پدران خود را بر اين كيش يافتيم و ما به آنها اقتدا مىكنيم ( پس رو آنها هستيم ) . 24 -
قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ .
بگو ( اى محمّد ) آيا هرچند كه آنچه من به شما آوردم راست‌تر و راهنماتر باشد از آنچه پدرانتان يافتند ؟ باز آنها گفتند : ما به آنچه شما را به آن فرستادند ناگرونده هستيم ! 25 -
فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ .
پس ما از آنها كين ( انتقام ) كشيديم و بنگر كه عاقبت و سرانجام دروغ‌گويان چون است ! 26 -
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ .
( ياد كن اى محمّد ) آنگاه كه ابراهيم به پدر و كسان خود گفت : من از آنچه شما مىپرستيد بيزارم ! 27 -
إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ .
مگر آن‌كسىكه مرا آفريده و او مرا راهنمائى خواهد كرد . 28 -
وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ .
و خداوند سخن ابراهيم را سخنى پاينده در نژاد فرزندان او كرد تا مگر آنها با خدا آيند و به توحيد برگردند . 29 -
بَلْ مَتَّعْتُ هؤُلاءِ وَ آباءَهُمْ حَتَّى جاءَهُمُ الْحَقُّ وَ رَسُولٌ مُبِينٌ .
ما اينان و پدرانشان را برخوردار كرديم ( و روزگار خوش داديم ) تا آنگاه كه قرآن و پيمبرى آشكارا به آنها آمد . 30 -
وَ لَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ قالُوا هذا سِحْرٌ وَ إِنَّا بِهِ كافِرُونَ .
و چون به ايشان قرآن آمد ، گفتند : ما به آنچه شما آورديد كافر هستيم ! 31 -
وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ .
( كفّار قريش ) گفتند : چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از اين دو شهر ( مكّه و طائف ) فروفرستاده نشد ؟ « 1 »
هامش
( 1 ) نوشته‌اند ، منظورشان وليد بن مغيره و مسعود ثقفى بزرگان مكه و طائف است !