و لكن بيشتر مردمان نه شكر كنند .
تفسير طبرى . ص 146
آيا نهديدى آنان را كه بيرون شدند از سراهاشان ، و ايشان هزاران بودند ، پرهيز از مرگ ، پس گفت ايشان را خداى : بميريد . پس زنده كردشان ، بهدرستى كه خداى ، خداوند فضل است بر مردمان ، و ليكن بيشتر مردمان شكر نمىكنند .
بخش دوم - زيرنويس . ص 118
* * * آيهء 251 :
بشكستندشان به فضل و خواست خداى ، و بكشت داود . . . جالوت . . . را ، و خداى . . . داود را پادشايى داد . . . و بياموخت مرورا از ان علمى كه خداى خواست . . . و اگر فاز داشت خداى نيستى مر بهرى را . . . به بهرى . . . خراب كردندى . . . جز كه خداى . . . خداوند منت است و سپاس فر مؤمنان .
متن . ص 82
هزيمت كردند ايشان را به فرمان خداى و بكشت داود جالوت را ، و بداد او را خداى پادشاهى و حكمة ، و اندر آموخت او را آنچه خواست . و اگر نه باز داشت خداى استى مردمان را برخى از ايشان به برخى تباه شدى زمين ، و لكن خداى خداوند فضل است بر جهانيان .
تفسير طبرى . ص 149
بشكستند ايشان را به دستورى خداى ، و بكشت داود پيغامبر جالوت را ، و بداد او را خداى پادشاهى و نبوت ، و درآموخت او را از آنچه خواست . و اگر نه باز داشتن خداى بودى مردمان را ، برخى ايشان به برخى ، تباه شدى زمين . و ليكن خداى ، خداوند فضل است بر جهانيان .
بخش دوم - زيرنويس . ص 119
* * *
بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة مقدمه 21
مساهمون: محمد روشن
صمقدمه ٢١