تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة مقدمه 21

مساهمون:

صمقدمه ٢١
و لكن بيشتر مردمان نه شكر كنند . تفسير طبرى . ص 146 آيا نه‌ديدى آنان را كه بيرون شدند از سراهاشان ، و ايشان هزاران بودند ، پرهيز از مرگ ، پس گفت ايشان را خداى : بميريد . پس زنده كردشان ، به‌درستى كه خداى ، خداوند فضل است بر مردمان ، و ليكن بيشتر مردمان شكر نمىكنند . بخش دوم - زيرنويس . ص 118 * * * آيهء 251 : بشكستندشان به فضل و خواست خداى ، و بكشت داود . . . جالوت . . . را ، و خداى . . . داود را پادشايى داد . . . و بياموخت مرورا از ان علمى كه خداى خواست . . . و اگر فاز داشت خداى نيستى مر بهرى را . . . به بهرى . . . خراب كردندى . . . جز كه خداى . . . خداوند منت است و سپاس فر مؤمنان . متن . ص 82 هزيمت كردند ايشان را به فرمان خداى و بكشت داود جالوت را ، و بداد او را خداى پادشاهى و حكمة ، و اندر آموخت او را آنچه خواست . و اگر نه باز داشت خداى استى مردمان را برخى از ايشان به برخى تباه شدى زمين ، و لكن خداى خداوند فضل است بر جهانيان . تفسير طبرى . ص 149 بشكستند ايشان را به دستورى خداى ، و بكشت داود پيغامبر جالوت را ، و بداد او را خداى پادشاهى و نبوت ، و درآموخت او را از آنچه خواست . و اگر نه باز داشتن خداى بودى مردمان را ، برخى ايشان به برخى ، تباه شدى زمين . و ليكن خداى ، خداوند فضل است بر جهانيان . بخش دوم - زيرنويس . ص 119 * * *