تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
249 - پس چون جدا شد طالوت با لشكر ، گفت به درستى كه خداى آزمون مىكند شما را به جويى ، هركه بياشاميد ازو ، نيست از من ؛ و هركه نخورد ازو كه او از من است ، مگر آنكه بردارد كفى آب برداشتنى به دستش آب ، بخوردند از آن جوى مگر اندكى ازيشان . پس چون بگذشت او « 1 » و آنان كه ايمان آوردند با او ، گفتند نيست طاقت ما را امروز به جالوت و لشكر او . گفت : آنان كه « 2 » به يقين بودند كه ايشان بازرسند به خداى به قيامت . چند از گروه اندك غلبه كرد گروه بسيار را به دستورى و نصرت خداى . و خداى با شكيبايان است . 250 - و چون بيرون آمدند براى جالوت و لشكر او ، گفتند : خداوند ما ، برريز بر ما شكيبايى ، و به‌جاى دار قدمهاى ما . و نصرت ده ما را بر گروه ناگرويدگان . 251 - بشكستند ايشان را به دستورى خداى ، و بكشت داود پيغامبر جالوت را ، و بداد او را خداى پادشاهى و نبوت ، و درآموخت او را از آنچه خواست . « 3 » و اگر نه بازداشتن خداى بودى مردمان را ، برخى ايشان به برخى ، تباه شدى زمين ؛ و ليكن خداى ، خداوند فضل است بر جهانيان . 252 - آنكه رفت نشانه‌هاى خداست ، مىخوانيم آن را بر تو به سزا و راستى ، و تو از پيغامبرانى . 253 - آن پيغامبران كه افزونى داديم برخى ايشان بر برخى ، ازيشان كسى بود كه سخن گفت خداى با او ، و برداشت بهر [ ى ] ازيشان [ را ] منزلتها ؛ و داديم عيسى پسر مريم را حجتها ، و به نيرومند كرديم او را به جبرايل پاك . و اگر خواستى خداى ، و نه كارزار كردندى آنان كه از پس ايشان بودند از پس آنچه آمد بديشان حجتها ، و ليكن اختلاف كردند ، و ازيشان كس بگرويد ، و ازيشان كس نگرويد . و اگر خواستى خداى ، نكردندى كارزار ؛ و ليكن خداى مىكند آنچه مىخواهد . 254 - اى آنان كه بگرويده‌ايد ، هزينه كنيد آنچه روزى كرده‌ايم شما را از پيش از آنكه « 4 » آيد روزى ، كه نيست خريد و فروخت درو ، و نيست دوستى و نه شفاعت . و نا
هامش
( 1 ) . متن : + واو . ( 2 ) . متن : + كه ( 3 ) . متن : خوست . ( 4 ) . متن : + كه