تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
ابن عبّاس گفت و مجاهد : نام خداى بريد به وقت مجامعت . و مقاتل گفت : اوستا مىكنيد مر تن خويش را از فرزند . و بو سهل گفت : نيّت نيكو كنيد به وقت مجامعت كه اگر خداى قضا كند ما را فرزندى ، تا او را بپرستد .
وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوهُ .
و بترسيد از خداىتان و حذر كنيد از عقوبت او ، و دور باشيد از ادبار زفان ، و بدانيد كه شما را زنده شدن بود اندران جهان ، و پاداشن كارهاتان بدهد خداى .
وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ .
و مژده ده مر استواردارندگان مر خداى را بدان امرى كه بفرمود و نهيى كه بكرد ؛ و بدان كه استوار داشتند مر خداى را به زنده شدن اسپس مرگى به بهشت جاودان . آيهء 224
وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُمْ .
ابن عبّاس گفت : به شأن عبد اللّه بن رواحه آمد اين آيت . سوگند خورده بود كه سوى داماد خويش اندر شود ، بشير پسر نعمان ، و فا او سخن نگويد . اين آيت بيامد ، گفت : سوگند به خداى را بهانه مسازيد .
أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا .
كه خويشى نپيونديد و از خويشى بريدن نپرهيزيد .
وَ تُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ .
و آشتى ندهيد مردمان را ميان يك‌ديگر . و خواجه بو سهل گفت : معنى اين آيت آن است سبك مداريد سوگند خوردن را به خداى عزّ و جلّ تا به هركارى سوگند خوريد .
وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ .
و خداى شنواست مر سوگندان شما را ، و داناست به مرادهاى دلهاتان . آيهء 225
لا يُؤاخِذُكُمُ [ 88 ] اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ .
نگيردتان خداى بدان سوگندانى كه برود فر زبانهاى شما فىعقد دل شما . عايشه گفت : سوگند لغو آن بود كه مرد گويد : لا و اللّه و بلى و اللّه اندر ميان سخن برود . ابن عبّاس و شعبى و قتاده گفتند : سوگند لغو آن بود كه كسى فر چيزى سوگند [ خورد ] و چنان پندارد كان چنان است ، و آن نه چنان بود .
وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ .
جز كه تان خداى بدان سوگندانى گيرد و عقوبت كند كه عقد دل فران ببسته باشيد و قصد آن كرده باشيد .
وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ .
و خداى آمرزگارست مران كسى را كه توبه كند از سوگند دروغ ، و حليم است كه شتاب نكند به عقوبت او .
بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 69 | محمد روشن / مؤلف مجهول