تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
بِالْمَعْرُوفِ .
و مر زنان را فر شويان از حق و حرمت ، همچنان‌كه مر شويان را فر زنان .
وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ .
و مر شويان را فر زنان مرتبتى است و پايگهى به نفقه‌كردن و كابين دادن ، و بدان [ 90 ] كه عقل ايشان و ميراث ايشان و گوايى ايشان بيش است .
وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ .
و خداى تبارك و تعالى قوى است اندر مملكت خويش به عقوبت آن كسى كه عاصى شود اندرو ، و حكيم است او . حكم كرد فر شويان به نيكو داشت زنان . و بهرى گفتند : حكيم است ، حكم كرد فضيلت مردان فر زنان . و بهرى گفتند : حكيم است ، حكم كرد فر زنان كه شوى نكنند مگر از پس گذشت عدّت . و عكرمه گفت اندر تفسير اين آيت :
وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذلِكَ
« 1 »
.
آن باشد كه زنى را طلاق دهد شويش يكى يا دو پس اين زن پنهان كند بار خويش از شوى ، تا ازو برهد . آيهء 229
الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ .
دست فاز داشتى كه بتواند شوى كه فاز گرداند اندرو مر زن را دو طلاق است ، دو بار . يك بار دست فاز دارد پس فاز گرداند ، و ديگر بار دست فاز دارد پس فاز دارد از پس از ان نگه داشت ، او مران زن را واجب بود به نيكوى فىزيانى كه بنمايد مران زن را ، يا دست فاز دارد سديگر بار به نيكوى .
وَ لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً .
و نشايد مر شما را كه مردانيد كه چيزى بستانيد از ان كابين كه بداده باشيد مر زنان‌تان را .
إِلَّا أَنْ يَخافا أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ .
مگر كه بترسند اين زنان و اين شويان كه پاى كرد نتوانند ميان يك ديگر فريضه‌هاى [ 91 ] خداى را عزّ و جلّ .
فَإِنْ خِفْتُمْ
ان لا
يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ .
پس اگر شما كه حاكمانيد بترسيد يا بدانيد كايشان حق يك‌ديگر گزارد نتوانند .
فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ .
فرايشان بزه نه اندر آنچه فدا دهد زن از بهر تن خويش مر شوى را ، و خويشتن ازو بخرد .
تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ .
اين فريضه‌هاى خداى است عزّ و جلّ ، بيان كرد مر زنان را و شويان را .
فَلا تَعْتَدُوها .
مگذريد ازين حدها .
وَ مَنْ يَتَعَدَّ
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 228 .