تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
آيهء 226
لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ .
آن‌كسهاى كايشان سوگند خورند كه فراز زنان نشوند ، اى كه فا ايشان گرد نيايند مر ايشان را و سوگند ايشان را مدت چهار مه از ان روز كه سوگند خورده باشند تا تمامى چهار مه ؛ و هركه سوگند كمتر از چهار مه خورده باشد او مولى نباشد .
فَإِنْ فاؤُ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
اگر از ان سوگند فاز گردند و دست فراز زنان كنند پيش از چهار مه ، خداى آمرزگارست مرين سوگند خواره را كاين سوگند را دروغ كرد ، و بخشاينده است مرورا كاو را بفرمود به كفارت اين سوگند ، اگر اين سوگند به خداى بود ؛ و اگر اين سوگند به آزادى بنده باشد ، يا به طلاق زن بود يا به حج باشد وفاى آن فروهمى واجب بود . آيهء 227
وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ .
و ان فران سوگند بروند تا آن مدّت بگذرد يك طلاق به اين ميان زن و آن او بيوفتد . [ 89 ]
فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ .
و اگر فران سوگند بروند تا آن مدّت بگذرد ، او خداى شنواست مر سوگند اين مولى را ، و داناست به مراد . آيهء 228
وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ .
ابن عبّاس گفت و مجاهد و قتاده : و آن زنان دست فاز داشتگان شويان‌شان فاز دارند تنهاى خود را اندر عدّت آن شويان نگه دارند سه حيض ، اگر از اهل آن باشند كه حايض شوند .
وَ لا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحامِهِنَّ .
و نشايد مران زنان را كه طلاق اوفتاده‌شان كه پنهان كنند از ان شويان آنچه خداى عزّ و جلّ بيافريده باشد اندر رحمهاشان از فرزند و از حيض .
إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ .
اگر ايشان گرويده باشند به يگانگى خداى عزّ و جلّ و به روز راستخيز .
وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذلِكَ .
و شويان ايشان حقومندتر باشند به فاز گردانيدن ايشان كه به عدّت اندرون باشند . پس منسوخ گشت اين آيت بدان آيت :
الطَّلاقُ مَرَّتانِ
« 1 » . مقاتل گفت : اين آيت به شأن مردى آمده بود كاو را اسمعيل غفارى گفتندى . طلاق داده بود زنش را سه طلاق ، و آگه نبود كه بار دارد . چو پيدا آمد او را كه بار دارد ، فاز گردانيدش ، آن وقت روا بودى .
إِنْ أَرادُوا إِصْلاحاً وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 229 .